چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰  
۱۸ ذیحجه ۱۴۴۲  
Wednesday 28 Jul 2021  
۱۴۰۰/۳/۱    ۱۴:۵۱     بازدید:۲۳۷       کد مطلب:۲۹۹۳۵          ارسال این مطلب به دیگران

تازه های اندیشه » تازه های اندیشه
عدالت اجتماعی بایدها و نباید ها هادی قابل
عدالت اجتماعی عبارت است از تعادل و تساوی بین همه افراد اجتماع در مقام استفاده از مزایا و لوازم زندگی و بعبارت دیگر عدالت اجتماعی عبارت‏ است از برقراری وضعی که همه افراد یک اجتماع بتوانند از لوازم و اسباب آسایش‏ و رفاه برخوردار بوده و قوانین اعم از حقوقی و جزائی درباره همه آنها بدون هیچگونه‏ تبعیض اجرا گردد.
عدالت اجتماعی عبارت است از تعادل و تساوی بین همه افراد اجتماع در مقام استفاده از مزایا و لوازم زندگی و بعبارت دیگر عدالت اجتماعی عبارت‏ است از برقراری وضعی که همه افراد یک اجتماع بتوانند از لوازم و اسباب آسایش‏ و رفاه برخوردار بوده و قوانین اعم از حقوقی و جزائی درباره همه آنها بدون هیچگونه‏ تبعیض اجرا گردد. و طوری باشد که در یک وضع مساوی هم زحمات و کارهای اجتماعی‏ بهمه تقسیم گردد و هم از وسایل زندگی و رفاه همه استفاده نمایند، و از تحمیل تمام زحمات‏ و کارهای پر مشقت به یکعده و تخصیص وسایل رفاه و آسایش به عده دیگر جلوگیری بعمل‏ آید و حد وسط بین افراط و تفریطهای مذکور در جامعه برقرار شود.
اگر تعریف بالا را از عدالت اجتماعی بپذیریم، جامعه ما با عدالت اجتماعی فاصله زیادی دارد!نتیجه بی عدالتی در جامعه افزایش فاصله طبقاتی است.امروز کسی نمی تواند انکار کند که در ایران فاصله طبقاتی از زمان رژیم‌ پیشین عمیقتر گردیده است!در حالیکه یکی از اساسی ترین شعارهای مردم در انقلاب اسلامی تحقق عدالت اجتماعی و از بین رفتن فاصله های طبقاتی فاجعه بار بود!
در سخنرانیها، مصاحبه ها و بیانیه های رهبران و گروههای مبارز انقلابی شعار عدالت اجتماعی و از بین بردن فاصله های طبقاتی بین طبقه برخوردار و طبقه محروم، یکی از مهمترین محرّکهای مردم بود.چه شد که پس از انقلاب اسلامی و بویژه پس از جنگ تحمیلی طبقات جدید برخوردار به شکل فاجعه آمیزی شکل گرفت؟!علت عمق این فاجعه را باید در سیاستهای نظام حاکم جستجو کرد!هنگامی که حکومت جامعه را به خودی و غیر خودی تقسیم کرد، شکل گیری طبقه برخوردار از امکانات، رانت، مصونیت، حمایت، قدرت، و چشم پوشی بر خطاها را آغاز کرد!انفجار بمب اختلاس، دزدی، تحصیل مال نامشروع، رانت، زد و بند، و وامهای کلان صدها و هزاران میلیاردی، در دهه چهارم انقلاب آنهم در میان نزدیکان، فامیلها، دوستان، و هم جناحیهای حاکمان، حکایت از فساد سیستماتیک در درون حکومت دارد!
 بی تردید راه مقابله با این فساد اجتماعی جراحی سخت در درون حکومت و تحقق عدالت اجتماعی است!با نگاهی به فرمایشات امیر مومنان علی علیه السلام به این واقعیت تلخ پی می بریم!آنحضرت پس از قتل عثمان و بیعت مردم و روی کار آمدن حکومتش، گذشته را برای مردم  ترسیم می کند و می فرماید:" يَخْضَمُونَ مَالَ اللهِ خِضْمَةَ الاِْبِلِ نِبْتَةَ الرَّبِيعِ." همچون شتر گرسنه‌اى که در بهار به علفزار بيفتد و با ولع عجيبى گياهان را از ریشه درآورد و ببلعد، به خوردن بیت المال مردم(اموال خدا) مشغول شدند!"آنان کسانی بودند که با تملق، چاپلوسی، اطاعت محض، چشمپوشی بر خطاها، از رانت حکومت بهره بردند و به پستها، مقامها، قدرت و ثروت دست یافتند! 

سیمای طبقاتی را در جامعه به نمایش گذاشتند و طبقه برخوردار و طبقه محروم درست کردند، در نتیجه حکومت را فاسد کردند، و مردم را بر شورش بر علیه حکومت واداشتند!لذا علی علیه السّلام به ترسیم عدالت می پردازد و می فرماید:  عدل هرچیزی را در جای خودش قرار می دهد." العَدلُ یَضَعُ الاُمُورَ مَواضِعَها." (شهیدی، سید جعفر (1379)، نهج البلاغه، تهران، انتشارات علمیفرهنگی، چاپ هفدهم، ص 440)
و در بیان دیگر می‏ فرماید:
"اِنَّ العَدلَ مِیزانُ اللهِ سُبحانَهُ الَّذِی وَضَعَهُ فِی الخَلقِ وَ نَصَبَهُ لاِقامَهِ الحَقِّ فَلا تُخالِفْهُ فِى مِيزانِهِ وَ لا تُعارِضْهُ فِى سُلْطانِهِ." عدالت، ترازوی خداوند است که برای بندگان نهاده، و برای اقامه‏ ی حق آن را نصب کرده است. خداوند را در ترازویش نافرمانی نکنید و با سلطنت او معارضه نکنید.( آمدی، عبدالواحد محمد التمیمی (1366)، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه‏ خوانساری، تهران، انتشارات دانشگاه، ج 1 ، ص 222)

فارابی نیز، در جایگاه یکی از برجسته‏ ترین فیلسوفان مسلمان، که دارای نظریات سیاسی - اجتماعی است، درباره‏ ی معیار سیاست جامعه می‏ گوید:"رئیس جامعه باید نظام خیر و عدل را در مدینه قرار دهد و صناعات و هیات‏ها و ملکات و خیرات ارادی را به حسب مرتبه و مقام مُدن و امم چنان فراهم کند که نظیر خیرات طبیعی باشد که خداوند در عالم قرار داده است. تأسی به تدبیر الهی نیز ممکن نیست، مگر آنکه رئیس مدینه، فلسفه‏ ی نظری را تمام و کمال بداند." ( داوری اردکانی (1381)، رضا فارابی، تهران، طرح نو ، ص 9)

شهید مطهری معنای حقیقی عدالت اجتماعی بشری را همان رعایت حقوق افراد می‏ داند. از نظر او این عدالت بر دو چیز متکی است؛ یکی حقوق و اولویت‏ها، یعنی افراد بشر در برابر یکدیگر نوعی حق و اولویت می‏ یابند، و دیگر اینکه بشر طوری آفریده شده که در کارهای خود الزاما نوعی اندیشه‏ های اعتباری به صورت آلت فعل استخدام می‏ کند، و با استفاده از آن اندیشه‏ های اعتباری به عنوان «آلت فعل» به مقاصد طبیعی خود نائل می‏ آید.آن اندیشه‏ ها یک سلسله اندیشه‏ های «انشائی» است که با «باید»ها مشخص می‏ شود. مطهری، مرتضی (1367)، عدل الهی، تهران، نشر صدرا،ص 81)
با چنین فلسفه‏ ی اجتماعی و سیاسی، قابل توجیه است که چرا علی ابن ابیطالب علیه‏ السّلام «فراگیری عدالت و هم رضایت عمومی» را در صدر معیارهای نظام سیاسی - اقتصادی خود قرار داده و به استاندارش می فرماید:" وَلْيَکُنْ أَحَبَّ الاُْمُورِ إِلَيْکَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ، وَأَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ، وَأَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ، فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ، وَإِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّةِ " بايد که محبوبترين کارها در نزد تو، کارهايى باشد که با ميانه ‏روى سازگارتر بوده و با عدالت دمسازتر و خشنودى رعيت را در پى داشته باشد، زيرا خشم توده ‏هاى مردم، خشنودى نزديکان را زير پاى بسپرد، و حال آنکه خشم نزديکان اگر توده‏ هاى مردم از تو خشنود باشند، ناچيز گردد."(شهیدی، سید جعفر (1379)، نهج البلاغه، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ هفدهم، ص 327)
 و آن حضرت فرمود: «ماعَمُرَتِ البُلدانَ بِمِثلِ العَدلِ» "هیچ چیز به اندازه عدالت شهرها را آباد نمی گرداند." ( آمدی، عبدالواحد، محمد التمیمی (1366)، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه‏ ی خوانساری، تهران، انتشارات دانشگاه، ج 1، 68).
 

:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

حقوق اقلیت ها در اسلام

مسئولیت های اجرایی زنان از منظر فقه

دشواره اصلاح طلبی

امیرالمومنین (ع) و رویا رویی با چالش ورشکستگی در سرمایه اجتماعی (بخش دوم)

امیرالمومنین (ع) و رویا رویی با چالش ورشکستگی در سرمایه اجتماعی (بخش اول)

نهج البلاغه کتاب تراز شیعه

راهبرد صلح از منظر قرآن کریم

تحلیلی از ولایت پیامبر (ص) در قرآن کریم

میثاق های پیامبرانه

علل سقوط حکومت ها در قرآن

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

تاریخمندی در نصوص دینی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

وسواس، از دو نگاه فقهی و روانشناختی

سیزدهمین نشست علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

خشونت در دین و سیاست

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن