دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹  
۱۰ صفر ۱۴۴۲  
Monday 28 Sep 2020  
۱۳۹۹/۶/۵    ۸:۳۵     بازدید:۴۹       کد مطلب:۲۷۸۹۰          ارسال این مطلب به دیگران

دین و دولت » تازه های اندیشه
تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(۲) محمود شفیعی
آنچه می‌خوانید جلسه دوم سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمود شفیعی است که در نشست علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر با موضوع «تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی» در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۹۹ برگزار شده است.
آنچه می‌خوانید جلسه اول سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمود شفیعی است که در نشست علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر با موضوع «تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی» در تاریخ 29 مرداد 1399 برگزار شده است.

در جلسه‌ی اول در ارتباط با موضوعی که در خدمت بینندگان گرامی بودم یعنی تحلیل از ماهیت حکومت از منظر دینی، نکاتی را تقدیم کردم که خیلی خلاصه به آن نکات اشاره می‌کنم تا ادامه‌ی بحث را تقدیم کنم. در آن جلسه عرض کردم که درباره‌ی ماهیت حکومت از منظرهای گوناگون می‌شود بحث کرد، از منظر فلسفه‌ی سیاسی، از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، اما بحثی که ما داریم دنبال می‌کنیم هیچ یک از اینها نیست بلکه از منظر الهیات سیاسی داریم این بحث را دنبال می‌کنیم. مهمترین مسئله‌ای که اینجا قابل طرح این است که از منظر دینی و از منظر متون اسلامی خصوصاً قرآن و روایات و همچنین متخصصان فن به خصوص متکلمان و آنهایی که به به هر حال به نحوی در ارتباط با الهیات در طول تاریخ پژوهش کرده‌اند مسئله این است که آیا حکومت یک امر قدسی آسمانی خداپرورده هست، خدا ساخته هست یا اینکه حکومت یک امر بشری متعارف تجربه‌پذیر متغیر سیال تاریخی است؟ ذات حکومت به هر حال امر خدا‌گونه هست یا امر انسانی هست؟ به عبارت فقهی هم من طرح مسئله کردم که آیا حکومت امر مستنبطه هست یا جزء امور غیرمستنبطه ست؟ یعنی آیا ماهیت حکومت را، اجزا و شرایط آن را خدا بیان کرده یا امر غیرشرعی هست و در بیرون از دایره‌ی شریعت به وسیله‌ی خود انسان‌ها ساخته و پرداخته شده است. عرض کردم که متکلمان قدیم در ارتباط با این مسئله معتقد بودند که حکومت امر دینی هست و امر قدسی هست و اساساً حکومت امر انسانی نیست و بر همین اساس وقتی بحث امامت را مطرح می‌کردند، مستقیماً بحث امامت را در ارتباط با حکومت مطرح می‌کردند و لذا همه‌ی شرایط امامت که مهمترین آن بحث عصمت بود، همه‌ی اینها را در ارتباط با حکومت توضیح می‌دادند و مورد فهم قرار می‌دادند و لذا با همین دیدگاه وقتی در دوره‌ی غیبت با غیبت امام معصوم مواجه هستیم، این به معنی قیمت یک حکومت مشروع و دینی در دوره‌ی غیبت خواهد بود و نتیجه‌ی چنین نگاهی را هم عرض کردم. عدم امکان تشکیل حکومت در دوره‌ی غیبت بود.

اشاره کردم که این دیدگاه اولین بار به وسیله‌ی مرحوم مطهری در تاریخ معاصر ایران مورد نقد قرار گفته و ایشان اشکالات اساسی‌ای بر این دیدگاه وارد کرده‌اند و به گونه‌ی دیگری بحث امامت را توضیح داده‌اند. مهمترین اشکالی که مرحوم مطهری مطرح می‌کردند این بود که بحث امامت اگر مستقیم در ارتباط با حکومت مطرح شود این به گونه‌ای خواهد بود که دیدگاه اهل سنت در مقایسه با دیدگاه شیعه و متکلمان شیعه برتری خواهد داشت برای اینکه آنها مدعی هستند که حکومت چیزی هست که همه‌ی انسان‌ها در آنجا حق دارند. امر مشترک هست و بحث انتخاب انسان‌ها هست. بحث چرخش قدرت هست و از طرف دیگر اگر بحث امامت در ارتباط با حکومت باشد، لازمه‌اش این هست که ما تا قیام قیامت بحث حکومت را به 12 نفر پیوند بدهیم. 12 نفری که به شکل طبیعی اگر بخواهند زندگی کنند، عمرشان پایان پیدا می‌کند در حالی که حکومت تا قیامت ادامه خواهد داشت.

و اینکه ما وقتی بحث امامت را مطرح می‌کنیم، بر اساس احادیثی که وجود دارد خصوصاً حدیث بسیار معتبر ثقلین که ائمه (علیهم السلام) به عنوان دو ثقل در کنار قرآن و کتاب الهی برای مسلمانان معرفی شده است مرحوم مطهری از همین روایت استفاده می‌کنند که ما بایستی بحث امامت را نه در ارتباط با حکومت که امر دنیوی است، بایستی در ارتباط با فهم دین و تبیین دین آن را به اصطلاح نظریه‌پردازی کنیم. بر همین اساس من آیاتی را و روایاتی را آوردم که همه‌ی اینها تأیید می‌کرد که دیدگاه مرحوم مطهری در مقایسه با دیدگاه متکلمان قدیم شیعه از مقبولیت بیشتری برخوردار هست.

آیاتی که بیان می‌کرد که حکومت همانطوری که به انسان‌های پاک در طول تاریخ از طرف خدا به شکل تکوینی داده شده، به ناپاک‌ترین انسان‌ها هم حکومت اعطا شده است. مثلاً در مورد نمرود اشاره کردم که آیه‌ای بیان می‌کند علت محاجه و مشاجره‌ی نمرود با پیامبر الهی حضرت ابراهیم (علیه السلام) به این خاطر بود که خداوند به او ملک داده بود، به او پادشاهی داده بود. بنابراین پادشاهی و حکومت و سیاست اگر امر مقدسی بود، هیچ‌گاه نباید چنین پدیده‌ای به شکل کاملاً متعارف در قرآن مورد فهم قرار بگیرد و خداوند بیان کند که نمرود از این جهت با ابراهیم دارد محاجه می‌کند که خداوند به او حکومت داده بود. «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذي حَاجَّ إِبْراهيمَ في‏ رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْک‏»؛ یا در مورد سوره‌ی سبأ باز هم خداوند راجع به ملک و پادشاهی مطلب مهمی را بیان می‌کند که حکومت و پادشاهی همیشه مقارن است با گونه‌ای از فساد. همه‌ی اینها باز دلیل بر این هست که حکومت ذاتاً امر قدسی نیست و ذات حکومت یک امریست در بیرون از دایره-ی شرع به وسیله‌ی انسان‌ها چنین پدیده‌ای به تدریج ساخته و پرداخته شده است. این خلاصه‌ای از مباحثی بود که من مفصل در جلسه‌ی گذشته به آنها اشاره کردم. نکاتی را در این جلسه اضافه می‌کنم ان‌شاءالله این بحث را در این دو جلسه تکمیل کرده باشیم. آنچه که قدما گفته بودند و برای اولین بار در تاریخ معاصر مرحوم مطهری آن دیدگاه را نقد می‌کند، چیزی بود که به هر حال متکلمان شیعه در مباحثه و در مناظره و در رقابت با علمای اهل سنت در دوره‌ی غیبت چنین دیدگاهی را مطرح می‌کردند اما جالب این هست که بعد از پیروزی جمهوری اسلامی ایران کسانی پیدا شده‌اند که اینها هم دوباره بعد از آنی که حکومت به تدریج در تاریخ معاصر ایران یک امر عرفی دیده می‌شود و علمای شیعه، متکلمان شیعه، فقهای شیعه، موفق می‌شوند این امر عرفی را در جامعه‌ی شیعی احیا کنند و حکومتی به رهبری امام خمینی برپا شود که اگر این دیدگاه-های جدید مطرح نمی‌شد یعنی کسانی مانند مرحوم مطهری نمی‌آمدند حکومت را به مثابه‌ی امر عرفی توضیح بدهند و خود شخص امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، اگر حکومت را به مثابه‌ی امر عرفی تعبیر و تفسیر نکرده بود، زمینه‌ی ادئولوژیک و زمینه‌ی فکری طرح امامت به طور کلی از بین می‌رفت ولی با کمال تعجب کسانی در جمهوری اسلامی پیدا شدند، دوباره تلاش می‌کنند حکومت را به شکل قدسی و یک امر متعالی معرفی کنند که من اشاره می‌کنم به بعضی از مؤسساتی که اینطوری دارند حکومت را مورد مطالعه قرار می‌دهند که مهمترین آنها در شهر مقدس قم، مؤسسه‌ی پژوهشکده‌ی علوم و اندیشه‌ی سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات هست که جمعی از دوستان بنده و بعضی از اساتید بنده در آنجا دارند مطالعه می‌کنند، پژوهش می‌کنند و مهمترین پروژه‌ای که در این مؤسسه دنبال می‌شود و کتاب-های زیادی هم نوشته شده است از جمله کتاب‌هایی که با عنوان حکمت متعالیه‌ی سیاسی یا سیاست متعالیه در مجلدات مختلف تا‌کنون چاپ شده، خب اینها تلاش می‌کنند حکومت را به مثابه‌ی یک امر متعالی، یک امر قدسی در چارچوب فکر شیعی تعبیر و تفسیر کنند. یا فرهنگستان علوم اسلامی باز در قم که اینها هم فهمشان و تعبیرشان و تفسیرشان از حکومت یک امر قدسی هست. و کسانی هم هستند البته در تهران، معروف به تعالی‌گرایان شدند که آنها هم  یک نگاه نسبتاً قدسی‌ای به پدیده‌ی حکومت دارند. من بعضی از تعابیری که اینها دارند عرض می‌کنم تا در واقع یک نقدی به این دیدگاه‌های جدید داشته باشیم. در این کتابی که آوردم می‌توانم به بینندگان عزیز آن را معرفی کنم، کتابی هست به اسم خوانش سیاسی متون حکمت متعالیه از علیرضا صدرا که در واقع مجموعه‌ای از گفتگوهای دوستانی هست که بر این دیدگاه قائل هستند. صحبت‌هایی که آقای دکتر صدرا در این کتاب داشتند، نشان می‌دهد که ایشان اعتقاد به متعالی بودن حکومت دارند و لذا ایشان وقتی بحث سیاست و حکومت را در چارچوب فکر شیعه دارند مطرح می‌کنند، معتقدند که سیاست یک امر متعالی هست برای اینکه به هدایت انسان‌ها مربوط هست حکومت. در مقابل چنین سیاستی، سیاست مدرنیستی به تعبیرخودشان و سیاست مادی را قرار می‌دهند. در صفحه 22 این کتاب چنین تعبیراتی را آورده‌اند. یا معتقد هستند که ملاصدرا حکومت متعالی سیاسی‌ای را مطرح کرده است. بعد خودشان توضیح می‌دهند که چرا بایستی ما حکمت ملاصدرا را حکمت متعالی سیاسی بگوییم. می‌گویند برای اینکه معطوف به حکومت و معطوف به سیاست بوده است. حضرت آیت الله جوادی آملی هم مقالاتی دارند که من به بعضی از آنها نگاه کردم. ایشان هم دقیقاً مانند متکلمان قدیم شیعه تلاش می‌کنند بحث حکومت را مهمترین کارویژه‌ی امام توضیح بدهند و آن شرایطی که امامت دارد که مهمترین آن عصمت هست، همه‌ی آنها را در ارتباط با حکومت توضیح بدهند. یعنی علت اینکه امام باید معصوم باشد برای این است که حکومت نیازمند به عصمت است. تعبیر ایشان ضرورت وجود رهبر معصوم که اینجا منظورش از رهبر صرفاً رهبر دینی نیست. رهبر سیاسی هم هست. در همه‌ی دوران‌ها ما باید یک رهبر معصومی داشته باشیم برای همه‌ی دوران‌ها. بعد معتقد هستند که همه‌ی ابعاد زندگی ما به یک مصلح غیبی نیاز دارد. من عیناً از تعبیرات ایشان اینجا استفاده کردم. یا مثلاً مدیریت در جامعه‌ی اسلامی را تعبیر کردند فیض زمامداری که این فیض زمامداری هم شامل زمامداری معصوم می‌شود هم زمامداری فقیه می‌شود برای اینکه فقیه در واقع واسط معصوم هست بنابراین فیضی که به معصوم می‌رسد به نحوی به فقیه هم سرریز می‌شود.

ایشان در یک مقاله‌ای به اسم ولایت فقیه و نقش آرای مردم چنین دیدگاهی را مطرح کردند. جالب این هست که این دوستان ما و اساتید بزرگوار در بعضی از نوشته‌هایشان که حالا من در همین کتابی که اینجا معرفی کردم، بعضی از کدهایی که در اینجا آوردند می‌خواهم اشاره کنم، معتقد هستند که امام خمینی هم معتقد به سیاست متعالیه بوده و امام خمینی هم سیاست متعالی را مطرح کرده‌اند.

نقد من به این دیدگاه در ادامه‌ی نقدی که مرحوم مطهری به متکلمان قدیم شیعه مطرح کردند و بنده هم با آیات و روایاتی دیدگاه مطهری را مورد تأیید قرار دادم این هست که اولاً راجع به امام خمینی من باید عرض کنم که به صراحت حضرت امام و به نظر من یکی از بزرگترین کارهای حضرت امام عبارت از این بود که موفق شدند برای اولین بار در تاریخ شیعه حکومت را نه به مثابه‌ی یک امر آسمانی، بلکه به عنوان یک امر زمینی و بشری آن را مورد بازخوانی قرار بدهند و در سایه‌ی یک نگرش جدید موفق شوند که بحث وجوب اسقاط رژیم‌های نامشروع و واجب بودن، ضروری بودن برپا کردن یک حکومت اسلامی در دوره‌ی غیبت را تئوریزه کنند. حضرت امام در کتاب حکومت اسلامی به صراحت فرموده‌اند که حکومت از امور اعتباری عقلایی هست. یعنی عقلای عالم، خود انسان‌ها برای اینکه زندگی خودشان را بهتر رتق و فتق بدهند، به تدریج به این نتیجه رسیده‌اند که باید یک ساز و کاری را برای زندگی اجتماعی خودشان به وجود بیاورند که آن ساز و کار همان در واقع حکومت اعتباری هست.

باز حضرت امام در یکی از فرمایشات‌شان می‌گویند که حکومت برای هیچ کسی مقام نمی‌آورد و نشان به آن نشان که اینها عین تعبیرات حضرت امام هست که می‌فرماید حضرت زهرا (سلام الله علیها) معصوم هست ولی حکومت ندارد. برای اینکه حکومت برای کسی مقام نمی‌آورد. حکومت کاملاً امر اعتباری است و یک وظیفه‌ی سنگینی هست. به جای اینکه ما آن را مقام در نظر بگیریم، یک مقام عالی و متعالی و آسمانی در نظر بگیریم، بایست کاملاً آن را یک امر متعارف در نظر گرفت. و امام با همین نگاه متعارف به حکومت بود که اولاً موفق شدند نظریه‌ی سیاسی برای تأسیس یک حکومت مشروع در دوره‌ی غیبت را مطرح کنند اولاً و ثانیاً بسیاری از فضایل سیاسی را به رسمیت بشناسند. آن فضائل سیاسی‌ای که ماحصل تجربه‌ی بشری بوده از قبیل انتخابات، از قبیل مشارکت سیاسی، از قبیل چرخش قدرت سیاسی، نظارت مردم، تأسیس مجلس شورای اسلامی و غیره. همه‌ی اینها در واقع مجموعه‌ای از نهادهای معطوف به امر سیاسی هست که در تجربه‌ی بشر به تدریج ساخته و پرداخته شده و حتی در نگاه دینی هم اینها همانطوری که دیروز در جلسه‌ی گذشته عرض کردم، کاملاً متعارف دیده شده و مهمترین آموزه‌های دینی در این زمینه آموزه‌ی بیعت و آموزه‌ی شورا هست که هر دو آموزه دقیقاً امری متعارف هستند و به هیچ وجه قداستی ندارند و همانطوری که اشاره کردم در متون دینی هم وقتی این بحث‌ها مطرح شده است آشکارا و به صراحت آیات و روایتی که اشاره کردم، اینها را کاملاً عرفی دیدم و به هیچ وجه اینها را خداپرورده و خداساخته ندیدند. بنابراین این نگاه متعالی به نظر من یک تالی فاسدهایی دارد که در جمهوری اسلامی پیدا شده است و آن این هست که آن چیزی که حضرت امام موفق شده بودند از آسمان به زمین بیاورند و در معرض دید همگانی قرار بدهند و پدیده‌ای که در دسترس همگان می‌تواند باشد، ما با بحث حکمت متعالیه‌ی سیاسی دوباره داریم حکومت را از دسترس بشر داریم خارج می‌کنیم و می‌بریم در اختیار فقط یک گروه ویژه‌ای قرار بدهیم شاید ناخودآگاه کسانی که این پروژه را دارند دنبال می‌کنند شاید نیت‌های بسیار پاکی هم دارند و بسیاری از اینها اساتید بنده هستند، دوستان بنده هستند ولی در عین حال من این خطر را از جهت معرفتی کاملاً به عیان دارم می‌بینم که شما به اندازه‌ای که حکومت را به شکل متعالی داری مطرح می‌کنی از دسترس همگانی داری آن را خارج می‌کنی. بر این اساس معتقد هستم متعالی مطرح کردن حکومت، مفاسدی دارد که من بعضی از آنها را اشاره می‌کنم. 

یکی از مفاسد بسیار مهم متعارف دیدن حکومت این هست که ما دیگر صورت مسئله را در ارتباط با حکومت گم می‌کنیم. برای اینکه با توضیحاتی که در جلسه‌ی گذشته عرض کردم، مهمترین مسئله در ارتباط با حکومت مسئله‌ی مفاسد گوناگونی است که همیشه پیرامون این پدیده در طول تاریخ وجود داشته است. بنابراین ما مهمترین مسئله‌مان در ارتباط با حکومت پاکسازی این پدیده از مفاسد بسیار زیاد محتملی است که در پیرامون ما همیشه وجود دارد. من به مجرد اینکه حکومت را دارم به شکل متعالی مطرح می‌کنم دیگر امکان نقد و امکان اصلاح و امکان پاکسازی این پدیده از آن سویه‌های فاسدش را نخواهم داشت. این به نظر من مفسده‌ی کمی نیست. و مفسده‌ی دیگر این است که از دسترس همگانی دارم آن را خارج می‌کنم. دیگر کسی نمی‌تواند به او داشته باشد. فضایلی مانند مشارکت سیاسی، آزادی سیاسی، نظارت، حزب، انتخابات، گردش قدرت، توزیع قدرت، همه‌ی اینها به تدریج معناهای خودش را از دست می‌دهد. یعنی دیگر زمینه‌ای به وجود نمی‌آید. من اگر بخواهم حکومت را متعالی کنم، بتوانم از این همه تجاربی که برای پاکسازی قدرت هست، برای سالم‌سازی قدرت هست، برای اصلاح قدرت سیاسی هست، همه‌ی اینها به تدریج به تعلیق می‌افتد و باز مهمتر بسته شدن باب تعامل با تجارب فکری بشری در سطوح مختلف و من نمی‌توانم از تجارب جدیدی که در ارتباط با بهبود‌سازی حکومت، توسعه‌ی سیاسی اتفاق می‌افتد بهره بگیرم برای اینکه من از اول دارم می‌گویم این یک امر متعالی دینی هست بنابراین ربطی به این تجربه‌ها ندارد و خود به خود زمینه‌ی محروم شدن از تجارب دیگران در ارتباط با حکومت به وجود می‌آید.

با چند تامل نکاتم را به پایان می بریم. تامل اول من این هست که شخصیت‌های بزرگی مانند مرحوم مطهری که موفق شدند در واقع برای اولین بار بحث حکومت را به مثابه‌ی کاملاً امر انسانی مطرح کنند، آنها به گونه-ای بر عقلانیت تفکیکی مجهز شدند. منظورم از عقلانیت تفکیکی که یکی از فیلسوفان بسیار مهم جهان امروز آن مسئله را مطرح کرده است این هست که این فیلسوف به ما توضیح می‌دهد به اندازه‌ای که انسان‌ها در زندگی انسانی عقلشان بیشتر می‌شود، تجربه‌ی عقلانی اجتماعی‌شان افزایش پیدا می‌کند، حوزه‌های زندگی را از همدیگر جدا می‌کنند و به تدریج حوزه‌های زندگی از حالت بساطت اولیه و یکپارچگی اولیه بیرون می‌آید، جامعه پیچیده‌تر و پیچیده‌تر می‌شود، حوزه‌های زندگی از همدیگر جدا می‌شوند. ببینید اولین بار مرحوم مطهری موفق شده است در کتاب امامت و رهبری با توضیحاتی که عرض کردم در ارتباط با امر امامت سه شأن را از یگدیگر جدا کند. امر قضاوت، امر حکومت و امر دریافت وحی و توضیح وحی و تبیین وحی. این صیانت را از همدیگر جدا کرده است، بعد از آنی که موفق می‌شود این حوزه‌های مختلف را از همدیگر تفکیک کند، آنگاه امامت را در ارتباط با تبیین دین و تعالیم دینی دارد مطرح می‌کند. این عقلانیت تفکیکی را ما داریم از بین می‌بریم یعنی به جای اینکه این عقلانیت را گسترش بدهیم و توسعه بدهیم و تکامل ببخشیم، وقتی ما حکومت را به شکل متعالی مطرح می‌کنیم یعنی دقیقاً برعکس آن مسیر تکاملی در ارتباط با حکومت و سیاست داریم حرکت می‌کنیم. این تأمل اول من. تأمل دوم من این هست که من که می‌گویم سیاست امری متعارف هست و پیرامون آن مفاسد زیادی هست، بعضی از این مفاسد را و موانع این مفاسد را من اشاره می‌کنم.

حکومت و سیاست پدیده‌ای هست که در هر جا وجود داشته باشد، شرق عالم یا غرب عالم تفاوتی ندارد. و به لحاظ تاریخی اکنون زندگی بشر یا در گذشته‌ی زندگی بشر باز هم هیچ تفاوتی ندارد. هر جا حکومتی وجود داشته باشد، یعنی در آنجا به گونه‌ای مجموعه‌ای از ابزارهای زور و تهدید در یک جا متمرکز می‌شود. یعنی ما مواجه می‌شویم با انحصار ابزارهای زور در یک نهاد و نهایتاً این مجموعه‌ی ابزارهای خشن و نظامی در اختیار یک فرد یا گروه محدودی که در حکومت هستند قرار می‌گیرد. خب این یکی از زمینه‌های فساد هست. یعنی به اندازه‌ای که زور من از دیگران بیشتر باشد، طبیعتاً زمینه‌ای برای زورگویی وجود دارد. انحصار بیت‌المال و ثروت عظیم عمومی در دست فرد یا گروه خاصی خاص. باز در ارتباط با حکومت، یک چنین حادثه‌ای اتفاق می‌افتد. منفذ سوم انحصار رسانه‌های دیداری و شنیداری و بخشی از رسانه‌های نوشتاری و مجازی باز در دست حکومت قرار می‌گیرد و همچنین یک ادئولوژی‌ای که در واقع توجیه‌کننده‌ی اعمال غلط یا درست حکومت خواهد بود. بنابراین حکومت یعنی مجمع ثروت، مجمع قدرت، مجمع همه‌ی توجیهات فکری در اختیار یک نهاد و نهایتاً در اختیار یک فرد یا مجموعه‌ای از افراد. ما اگر در حوزه‌ی اقتصاد معتقد بر این هستیم که ثروت یکی از عوامل مفسده‌خیز در زندگی اجتماعی بشر هست و همانطور که اشاره کردم از قارون ثروت صحبت می‌کنیم، دقیقاً به همان اندازه ما می‌توانیم از فرعون قدرت صحبت کنیم با توجه به همه‌ی زمینه‌های مادی‌ای که در حکومت وجود دارد و عرض کردم ما در هیچ نقطه‌ای از زندگی بشر به لحاظ تولید زمانی و به لحاظ افقی یعنی در یک جغرافیای مشخص امروزی، غرب و شرق و اسلامی و غیراسلامی. فرقی نمی‌کند. هر کجا حکومتی وجود داشته باشد، این مجموعه‌ی ابزارهای مادی نظامی و اقتصادی و رسانه‌ای و ادئولوژیک، همه‌ی اینها در اختیار یک نهاد و نهایتاً در اختیار یک فرد یا یک گروه مشخصی قرار می‌گیرد و همه‌ی اینها در معرض فساد افتادن چنین نهادی و چنین گروهی و چنین فردی خواهد بود. بنابراین من هزار بار هم این واقعیت را هی توجیه کنم، در ذهن خودم بگویم حکومت امر متعالی هست به این شکل متعالی نمی‌شود و آنطوری که اشاره کردم، چطور می‌شود امری متعالی باشد که حضرت علی (علیه السلام) آن را به کفش کهنه تشبیه می‌کند. چطور می‌شود امری متعالی باشد که حضرت علی (علیه السلام) آن را به آب دماغ آن بزی که در حال عطسه آن آب از دماغش بیرون می‌آید، به آن دارد تشبیه می-کند و آن را به دنیای کوتاه مدت دارد تشبیه می‌کند. یعنی با این تعابیر از حکومت در واقع استفاده می‌کند. بنابراین ما چگونه می‌توانیم چنین پدیده‌ای را که ذاتاً نه تنها متعالی نیست، بلکه بسیار بسیار در معرض انواع فساد هست، به عنوان امر متعالی از او در واقع تعبیر کنیم، مفهوم‌پردازی کنیم، نظریه‌پردازی کنیم و به نظر من به هیچ وجه، به هیچ وجه، نمی‌شود در واقع حکومت را یک امر متعالی دید. از منظر دینی. من عرض کردم نه به عنوان فیلسوف سیاسی، نه به عنوان جامعه‌شناس سیاسی، بلکه به عنوان متألع سیاسی بحث‌هایم را مطرح کردم و همه‌ی ادله‌ی من اساساً در واقع از قرآن و روایات بود.

آخرین تأمل من این است که ما اگر حکومت را امر متعالی ببینیم در واقع داریم با توجه به اهداف نیکی که پشت این قضیه وجود دارد، ما داریم بر ضد هدف خودمان حرکت می‌کنیم. یعنی به مجرد اینکه من دارم حکومت را متعالی مطرح می‌کنم و آن را از دسترس عموم خارج می‌کنم. زمینه برای عدم تعالی در ارتباط با حکومت را خودم دارم می‌سازم و می‌پردازم. اگر دوستان عزیز من اساتید گرامی من با طرح پروژه‌ی حکمت متعالیه دنبال یک جامعه‌ی آرمانی و یک جامعه‌ی سالم هستند، بایستی اولین کاری که آن را بپذیرند این هست که حکومت یک امر متعارفی هست که اتفاقاً گرایش به فساد در آن بسیار بسیار زیاد است. بر اساس صریح بسیاری از نصوص دینی ما آنگونه که در قرآن و روایات بازتاب پیدا کرده است و اگر این هدف متعالی در درجه‌ی اول اهمیت قرار دارد، دوستان بایستی در پروژه‌شان به نظر من تجدیدنظر کنند و به هیچ وجه این پروژه را دنبال نکنند و به تدریج حکومتی که ما موفق شدیم در تاریخ معاصر آن را از آسمان به پایین ببریم دوباره این را آسمانی نکنند و اجازه بدهند که حکومت در اختیار همگان قرار بگیرد، مورد نقد قرار بگیرد، تحت نظارت قرار بگیرد و همه‌ی گروه‌های جامعه، همه‌ی افراد جامعه به عنوان بخشی از کسانی که در حکومت صاحب حق هستند باز هم به صریح بسیاری از آیات و روایاتی که در جلسه‌ی قبل اشاره کردم، همه بتوانند در آن مشارکت داشته باشند و یک چشم سراسر‌بینی در ارتباط با حکومت به وجود بیاید تا ما بتوانیم در واقع مفاسد حکومت را تقلیل بدهیم و نتیجتاً به آن جامعه‌ی پاکی که دوستان عزیز ما دارند آن را آرزو می‌کنند و برای آن دارند تلاش می‌کنند تا به آن جامعه دسترسی پیدا کنیم. من آخرین سخنم را اشاره به آیات قرآنی می‌کنم که در قرآن کریم هم در ارتباط با کنترل مفاسد حکومت، علیرغم اینکه حکومت از نظر قرآن یک ضرورت است توضیح دادم. در این شکی نیست. بدون حکومت امنیت وجود ندارد، بدون حکومت اختلاف گسترش پیدا می‌کند، بدون حکومت رفاه وجود ندارد، بدون حکومت ما نمی‌توانیم راحت زندگی... هر کسی اهداف مختلفی که در زندگی دارد، آنها را دنبال کند. اینها کاملاً درست است. حکومت ضرورت است. اما در عین حال مفاسد بسیار زیادی که پیرامون آن وجود دارد، مهمترین راهکاری که خود قرآن برای کنترل مفاسد قدرت مطرح کرده است، اولاً بحث بیعت هست و ثانیاً بحث مشورت هست و روح معنای بیعت و مشورت همان چیزی است که ما بایستی حکومت را امر همگانی بدانیم و آن را از دسترس همگانی خارج نکنیم و اجازه بدهیم همه به عنوان صاحبان حق در این حوزه بتوانند حضور فعالی در این عرضه داشته باشند تا بشود حکومت را آنگونه که هست اولاً مورد شناسایی قرار داده شود و بعد از آنی که به درستی آن را مورد شناسایی قرار دادیم بتوانیم به درستی از مواهب حکومت استفاده کنیم و از مفاسدش فاصله بگیریم تا نهایتاً یک جامعه‌ی اخلاقی و متعالی داشته باشیم. بنابراین اگر دنبال جامعه‌ی متعالی و اخلاقی هستیم بایستی واقعیت‌ها را آنگونه که هست بپذیریم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. 


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

سلوک علمی آیت الله العظمی صانعی

حق انتقاد دینی از منظر قرآن و سنت

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(2)

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(1)

پیامدهای جدایی مردم از حکومت در کلمات امیر المومنین (ع)

رابطه حقوق و سلامت جامعه با تکیه بر نهج‌البلاغه

بازخوانی نظام کیفری شرعی در پرتو قاعده درء

استقلال عقل در رهایی از دوزخ؛ آری یا خیر

فقه موجود از اصل عدالت اجتماعی غافل است

علمای حوزوی و دانشگاهی «اخلاق در حوزه عمومی» را جدی بگیرند

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

تاریخمندی در نصوص دینی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

سیزدهمین نشست علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت