پنج شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹  
۱۶ ذیحجه ۱۴۴۱  
Thursday 6 Aug 2020  
۱۳۹۹/۴/۲۵    ۱۴:۱     بازدید:۵۲       کد مطلب:۲۶۸۸۵          ارسال این مطلب به دیگران

حقوق بشر » مقاله
علمای حوزوی و دانشگاهی «اخلاق در حوزه عمومی» را جدی بگیرند علی الله بداشتی
آنچه می‌خوانید گزارشی از سخنرانی استاد علی‌الله بداشتی عضو گروه حقوق بشر پژوهشکده اندیشه دینی معاصر است که در تاریخ ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ با موضوع «ضرورت بحث از اخلاق اجتماعی اسلام» بصورت مجازی از طریق صفحه اینستاگرامی این مرکز برگزار شده است.
آنچه می‌خوانید گزارشی از سخنرانی استاد علی‌الله بداشتی عضو گروه حقوق بشر پژوهشکده اندیشه دینی معاصر است که در تاریخ 25 تیرماه 1399 با موضوع «ضرورت بحث از اخلاق اجتماعی اسلام» بصورت مجازی از طریق صفحه اینستاگرامی این مرکز برگزار شده است.

اخلاق به مجموعه ملکات نفسانی و صفات روحی تعریف شده است که موجب صدر و افعال متناسب با آن صفات است. در اهمیت اخلاق در قرآن برای ما روشن است که خدای سبحان وقتی می‌خواهد پیامبر خود را معرفی کند می‌گوید: «وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ» و خود رسول گرامی اسلام می‌فرماید: عِثتُ لِاُتَمّمَ مَکارِمَ الاخلاق». پس یکی از ابعاد کمالات وجودی انسان ارزش های اخلاقی است. و موضوع اخلاق انسان از جهت فضائل و ارزش های اخلاقی است و رذایل و زشتی‌های اخلاقی.

اما بحث امروز ما بیشتر بر اخلاق اجتماعی اسلام تاکید می‌کند. البته اخلاق امری فرادینی است. ولی اسلام تاکید خاصی بر اخلاق دارد و ما می‌خواهیم تاکید اسلام بر مسائل اخلاقی بویژه بحث اخلاق اجتماعی را بیان کنیم. کل آموزه های اسلام در اعتقادات و اخلاق و افعال خلاصه می‌شود افعال که فقه مکلف آن است و اخلاق که صفات و ملکات درونی است که علم اخلاق متکفل آن است و اعتقادات که معرفت دینی و کلام متکلف آن است. 
اخلاق اجتماعی آن جنبه از اخلاق انسان است که در جامعه ظهور پیدا می‌کند. ما یک بحث اخلاق فردی داریم که مربوط به خود انسان و خدای او و خودش است مثلا کسی در اعمال خود خالص باشد یعنی اعمالش را خالصا و مخلصا برای خدا انجام بدهد. این امری درونی است ولی اینکه کسی در اجتماع کار نیکی انجام بدهد مثلا سلام کردن به عنوان سنتی حسنه در جامعه وجود داشته باشد حال این سلام کردن او برای خدا باشد یا به هر امر دیگری ظهور اجتماعی اینها با هم چندان متفاوت نیست. البته شاید آثاری در خود انسان داشته باشد ولی بحث اجتماعی افشا سلام و پخش و گستردن سلام به عنوان امری اجتماعی مستحسن است. حال خواه صرفا با انگیزه های خدای باشد و یا بر اساس انگیزه‌های اجتماعی و عقلایی و تربیت خانواده و هر عنوان دیگری باشد. پیش‌فرض ما در اخلاق اجتماعی اسلام ایمان به آموزه های اعتقادی اسلام مبدا و معاد وحی و رسالت انبیاست و ما با این پیش فرض مبحث اخلاق اجتماعی را مطرح می کنیم.
 
اخلاق امری فرادینی است. انسان پیش از آنکه متدین به دین خاص باشد باید به بعضی ارزش‌های اخلاقی پایبند باشد که به آن اخلاق فطری می‌گوییم. یعنی حتی پذیرش دین مبتنی بر اخلاق است یعنی انسانی که در درون خود متکبر است هیچگاه در مقابل انبیا سر تسلیم نمی‌نهد. و خدای سبحان نیز به این امر فطری بودن اخلاق در این آیه8 سوره شریفه شمس اشاره می کند فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا، پس در واقع این روح حقیقت‌پذیری متقدم بر دین‌پذیری است یعنی کسی حقیقت‌پذیر نباشد دین پذیر نخواهد بود.

وقتی از اخلاق اجتماعی اسلام حرف می‌زنیم به این معنا نیست که در غیر از اسلام اخلاق نیست و یا برای ما هو انسان اخلاق مطرح نیست نه انسان به ما هو انسان هم اخلاق را مطرح می داند ولی تاکید ما در این بحث تاکید اسلام بر بحث اخلاق بویژه اخلاق اجتماعی است وگرنه در مباحثی مثل راستگویی و دروغگویی و زشتی دروغگویی و پسندیده بودن راست گویی وفای به عهد و در مقابل آن نقض عهد تماما بحث های فطری اخلاق مطرح است. بحث حسن خلق به معنای حسن عدل و قبح ظلم این نیز از مباحث پیشادینی است و بحث عدل در مقابل ظلم از نمونه های اخلاق اجتماعی است که در همه جوامع و انسانها مطرح است. اما در جنبه‌ای که اسلام در اخلاق اجتماعی اهمیت دارد یکی از آن نکته های مهم این است که سنگ بنای اجتماع رعایت و احترام و اهتمام به رعایت اصول اخلاق اجتماعی است. و رشد جوامع مبتنی بر اخلاق است یعنی ما می توانیم این نتیجه را از سخن برداشت کنیم که در واقع یکی از اصول اساسی در افول یک جامعه و یا تعالی یک جامعه بحث اخلاق است.

من می‌توانم نمونه‌هایی را از قرآن در بحث افول یا نابودی یک جامعه عرض کنم. خداوند قوم لوط را بخاطر آلودگی‌ها و زشتی‌های اخلاقیشان مثل همجنسگرایی و تعدی به ناموس هم‌جنسان نابود کرد. « و امطرنا علیهم مطرا فانظر کیف کان عاقبة المجرمین» یعنی علت نابودی این قوم که سنگ باران شدند مجرمین یا جرم آنها بیان می شود. و یا در قوم شعیب باز هم می بینیم که دو اصل اساسی در تعلیمات مورد توجه قرار داده شده بود یکی اصل اعتقادی و بحث عبودیت و بحث اخلاقی در بحث اقتصاد که می فرماید: وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا  قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ  قَدْ جَاءَتْکُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَوْفُوا الْکَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِکُمْ خَيْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. یکی بحث عبودیت و دعوت به عبادت الهی مطرح است و نکته دوم به بحث اجتماعی بر می‌گردد که در واقع رعایت عدالت در معاملات و اقتصاد و عدالت اجتماعی است که از بحث های مهم در اخلاق اجتماعی است.

یکی از چیزهایی که امیرالمومنین در خصوص نابودی یک حکومت و یک جامعه مورد تاکید قرار می دهد بحث اخلاق سیاسی است. مثل ابعاد اخلاق اجتماعی که بعد ابعاد آن را به خدمت شما عرض می‌کنم. می‌فرماید لَيسَ شَيءٌ أدعى إلى تَغييرِ نِعمَةِ اللّه ِ و تَعجِيلِ نِقْمَتِهِ مِن إقامَةٍ على ظُلمٍ؛ فإنّ اللّه َ سَميعُ دَعوَةِ المُضطَهَدِينَ (المَظلومِينَ)، و هُو للظالِمينَ بِالمِرصادِ. می‌فرمایند هیچ چیزی جز بنیاد ستم نهادن نابود کننده نعمت خدا و در پی دارنده کیفر او نیست مگر ظلم. یعنی ظلم یکی از بحث‌های مهم در اخلاق اجتماعی است و عدل در مقابل او است. این سخن مشهور است که «المُلکَ یَبقَی مَعَ الکُفرِ وَ لا یَبقَی مَعَ الظُّلمِ» یعنی ممکن است یک حکومت با کفر پایدار بماند ولی با ظلم نه، کفر امری اعتقادی است. اما ظلم امری اخلاقی و اجتماعی است. نکته‌ای که در باب سنگ بنای یک اجتماع گفتم یعنی پایداری یک اجتماع و افول یک اجتماع در بحث اخلاق اجتماعی و یا عدم رعایت اخلاق اجتماعی است. اگر در جامعه‌ای اخلاق اجتماعی رعایت شود و مردم حقوق همدیگر را رعایت کنند، این جامعه به سوی تعالی می رود. مثلا در جامعه‌ای عدالت اقتصادی است یعنی به جای رباخواری کار ارزش پیدا می‌کند و به جای ارزش داشتن پول کار ارزش پیدا کند و روابط آدمیان بر اساس روابط انسانی باشد و نه بر اساس روابط پول و ... این جامعه در مقابل جامعه‌ای که فقط به پول ارزش می‌دهد و انسان ها برای هم ارزشی ندارند پایدارتر است. جامعه‌ای که برای انسان ها ارزش قائل نیست به سوی نابودی می رود.

رعایت عدل و پرهیز از ظلم از اصلی‌ترین آموزه‌های اخلاق اسلامی و مهمترین آموزه های اخلاق بشری است چون مبتنی بر فطرت آدمی است. یک جنبه دیگر از اهمیت اخلاق اجتماعی جنبه گستردگی این اخلاق است. اگر در هر بعدی از ابعاد اجتماع ورود پیدا کنید متوجه می شوید که یکی از مواردی که باید آنجا مورد توجه باشد بحث اخلاق است. اخلاق در خانواده و اخلاق در محله و اخلاق در همسایگی و اخلاق آپارتمان نشینی و اخلاق در شهر و اخلاق شهروندی و اخلاق ملی و اخلاق بین المللی و در هر جاییکه انسان بخواهد رابطه خود را با دیگران تعریف کند در اولین پایش این رابطه با اخلاق است. از رابطه انسان با پدر و مادر و فرزندان و برادر و خواهر و فامیل و ... همه در یکی از پایه های مهم بحث اخلاق را دارند.

از جهتی دیگر نیز می توانیم تقسیم‌بندی دیگری بر اساس ایمان و اصول اعتقادی داشته باشیم. رعایت اخلاق با مومنان و هم‌دینان و رعایت اخلاق با غیر هم‌دینان اما خداپرستان یعنی اخلاق مسلمان با مسلمان و با غیر مسلمانان از یهود و مسیحی و زرتشتیان و ادیانی که در توحید مشترک هستند. همچنین اخلاق با ما هو انسان یعنی انسان‌هایی که هیچیک از ادیان رسمی را ندارند اما انسان هستند. چه نوع اخلاقی باید با این انسانها داشته باشید و چه اصول اخلاقی باید رعایت شود. در آنجا نیز تقسیم می شود به انسان‌هایی که با شما در جنگ نیستند و انسانهایی که با شما در جنگ هستند. یعنی اخلاق با محارب و غیر محارب. همه اینها سطحی از رعایت اخلاق را می‌طلبد، اسلام حتی در مورد رابطه با دشمن محارب نیز دستورات اخلاقی خاص خود را دارد. مثلا مثله کردن را برای هیچ انسانی نمی‌پذیرد. حتی کسی که با شما در جنگ است و شما به او غلبه کرده اید بحث اخلاق اجتماعی در اسلام آنقدر گسترده است که در حقیقت رابطه همه انسانها با تمام هستی را شامل می شود.

از جنبه‌ای دیگر گستردگی که داریم اخلاق حرفه ای است. اخلاق پزشکی برای پزشکان، اخلاق برای سیاستمداران، این بحث بسیار مهمی است که سیاست ورزی چه اصولی دارد. و این سیاست‌ورزی باید بر چه اصول اخلاقی مبتنی باشد. معمولا می‌گویند سیاست ماکیاولی داریم و سیاست اسلامی با سیاست ماکیاولی چقدر متفاوت است. امیرالمومنین در جایی می فرماید من بلدم شما را راه ببرم ولی لازمه اش این است که شخصیت خودم و اخلاق خودم را زیر پا بگذاریم. و من هرگز اخلاق را فدای سیاست نمی‌کنم. امیرالمومنین (ع) می‌توانستند در جلسه شورا یک دروغ بگوید و یک وعده بدهد و چیزی بگوید که بعد از رسیدن به قدرت به آن وعده عمل نکند. بگوید من به کتاب و سنت شیخین عمل می‌کنم ولی وقتی به قدرت رسید عمل نمی‌کرد. چه کسی می‌توانست جلوی او بایستد؟ اما حضرت برای رعایت بر این اصل اخلاقی حکومت را برای یازده سال به عثمان واگذار می‌کند و بعد به انقلابی اجتماعی منجر می‌شود.

اخلاق در همه جا یک سنگ بنا است و اگر این سنگ بنا را برداریم همه چیز فرو می ریزد. سیاست اسلامی، پزشکی اسلامی، انسانیت در مهندسی و همه چیز فرو می ریزد. همچنین اخلاق در اقتصاد و تجارت که ما انسانها را به عنوان یک ابزار ببینیم و یا به عنوان یک انسان ببینیم که ما وظیفه داریم نیاز او را برطرف کنیم. در بحث اخلاق و تجارت این دو نگاه بسیار متفاوت هستند. بحث اخلاق و قدرت نظامی مطرح است. حضرت امام خمینی ره می فرمودند وقتی اسلحه در دست انسان است انسان در آنجا بیشتر به اخلاق احتیاج دارد. مساله اخلاق و امنیت آیا ما وظیفه داریم به دلیل امنیت تمام اصول اخلاقی را زیر پا بگذاریم؟ و هر نوع تجسسی را در مورد افراد جایز بدانیم؟

بحث‌های اخلاق بسیار گسترده است و برای ورود به هر کدام از این مباحث به جلسات متعددی نیاز داریم. رابطه اخلاق به طور کلی با عمل انسان مرتبط است. هر عملی که انسان انجام می‌دهد بر شاکله و شخصیت انسان استوار است. خدای سبحان می فرمایند: «کُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‌ شاکِلَتِهِ» این شاکله چیست؟ یعنی شخصیت انسان و همان صفاتی که در انسان مستقر شده است. صفات مستقر در انسان همان اخلاق است. پس در واقع همه اعمال انسان مبتنی بر اخلاق او و شاکله شخصیتی او است. یک انسان مومن مومنانه عمل می‌کند. چون شاکله شخصیتی او ایمان است. یک انسان منافق در روابط اجتماعی همواره منافقانه عمل می کند. در روبرو با شما به گونه‌ای است که در پشت سر به شکلی دیگر است؟ در روبرو از شما تعریف و تمجید می‌کند و در پشت سر شما را تکذیب می‌کند. این نفاق از شخصیت اخلاقی شما است که رفتار و گفتار او را شکل می دهد. یک انسان متکبر که رفتار اجتماعی متکبرانه ای از او سر می زند ریشه در روح تکبر او دارد و او اینگونه در جامعه عمل می کند.

نکته دیگر اخلاق اجتماعی با توجه به هر یک از اعضای وجودی انسان است. تمام وجوه زبان در بحث اجتماع مطرح است. انسان با خدای خود حرف نمی‌زند. انسانی که در جنگلی و در جامعه‌ای تنها زندگی می کند با کسی سخن نمی‌گوید و نیاز‌های خود را فقط با عمل انجام می‌دهد ولی وقتی وارد اجتماع شد بحث زبان مطرح می شود. زبان بحث اخلاق سخن گفتن و آداب سخن گفتن را مطرح می کند. تمام روابط اجتماعی انسان بر اساس گفتگو صورت می‌گیرد. نوشتن هم بخشی از اندیشه های انسان است که بر روی کاغذ پیاده می شود.

اخلاق اجتماعی در رابطه با چشم و گوش و دست مطرح است وقتی انسان ستمکار می‌شود دست او عامل ستمکاری است. و ابزار ظلم می شود. اخلاق اجتماعی در ابعاد مختلف زندگی انسان ظهور و بروز دارد. وقتی این بحث اینقدر مهم است اندیشمندان و متفکران و اساتید اخلاق ما در حوزه و دانشگاه باید بیشتر به اخلاق بها بدهند بسیاری از گرفتاری‌های اجتماعی ما از عدم رعایت اخلاق است.

در فضای مجازی می بینید که متاسفانه اخلاق فراموش شده است. در فضای رسانه‌ای ما و در روزنامه نگاری ما و در صدا و سیمای ما و در بسیاری از جاها می‌بینید که اخلاق فراموش می‌شود. آبروی انسانها را بر اساس یک شایعه از بین می بریم. درحالیکه شخصیت انسانها و آبروی آنها یک امانت اجتماعی است و همه انسانها موظف هستند از شخصیت انسانی یکدیگر پاسداری کنند. ما نه تنها باید از شخصیت خود پاسداری کنیم بلکه باید از شخصیت انسانی هر انسانی پاسداری کنیم. این ها در کجا باید آموزش داده شود؟

چرا برخی از علما بحث غیبت از انسان را مطرح می‌کنند که آیا ما اجازه داریم از هر انسانی به هر ما هو انسان غیبت کنیم یا نه؟ چون شخصیت هر انسانی در اسلام محترم است و ما باید بیاموزیم که شخصیت اجتماعی برای هر انسانی خاص است. متاسفانه مباحث در بسیاری جاها خلط می‌شود خداوند می‌فرماید دشمن عقیدتی را با خود دوست مگیرید. اما از سوی دیگر می‌گوید خدا شما را از دوستی با کسانی که با شما سر جنگ ندارند منع نکرده است. به پدیده داعش و این سلفی‌های تندرو دقت کنید. اینها اعتقاداتی را پذیرفته‌اند و ما فعلا کاری با درستی و غلطی اعتقاداتشان نداریم. اما اگر ذره ای از اخلاق اسلام را در شاکله حکومتی خود در کنار عقاید تند خود قرار می‌دادند آنچه که از آنها ظهور و بروز پیدا کرد و همه را از این گروه بیزار کرد ظهور پیدا نمی‌کرد. چون این کارها به نام اسلام انجام می پذیرد جامعه بین‌الملل نگاهی منفی نسبت به کل مسلمین پیدا می‌کند. این در حالی است که بخشی از اسلام اعتقادات است و بخشی اخلاق است. این گفته پیامبر اسلام که "به راستی که من برای به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده‌ام" فراموش می‌شود و در این زمان اعتقاداتی که به تنهایی به عمل انسان شکل می دهند با ذره ای انحراف و همراه با تکبر و حس غلبه جویی و اخلاق زشتی که در انسان ظهور پیدا می کند موجب می شود با بسم الله الرحمان الرحیم سر ببرند. این درحالی است که خداوند حتی در مورد دشمن نیز توصیه‌هایی دارد و می فرماید حتی در مورد دشمن خود نیز باید عدالت پیشه کنید. حتی در اسلام گفته شده است برای جلب معرفت القلوب یعنی قلوب کفار به اسلام می توانید از زکات بهره ببرید تا قلب آنها را نسبت به اسلام رئوف کنید. حتی برخی از علما در این مرحله گفته اند در اینجا حتی نیاز نیست که او نیازمند باشد تا به او کمک کنید چون این پرداخت برای جلب قلوب آنهاست نه به عنوان نیازمندی. اینگونه روابط اخلاقی با انسانها در اجتماع می تواند پایه‌های اسلام را محکم کند اما در مقابل اگر اخلاق از مجموعه اسلام فراموش شود که متاسفانه امروز در آموزه‌های حوزوی و دانشگاهی ما به اخلاق آنگونه که باید توجه نمی شود. برخی از علمای ما در حوزه ها اگر خود ذوقی داشتند پنجشنبه‌ها درس از اخلاق برپا می کردند. اما به این عنوان که اخلاق را در جامعه به عنوان رکنی از ارکان سازندگی اجتماع قرار بدهیم نبود و رد این صورت است که جامعه به تحول چشمگیری خواهد رسید امیدوارم به آن نقطه برسیم.


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

بازخوانی نظام کیفری شرعی در پرتو قاعده درء

استقلال عقل در رهایی از دوزخ؛ آری یا خیر

فقه موجود از اصل عدالت اجتماعی غافل است

علمای حوزوی و دانشگاهی «اخلاق در حوزه عمومی» را جدی بگیرند

پیام تسلیت سید محمد خاتمی به حجت الاسلام و المسلمین حسن پویا

عدالت بنیادی‌ترین فضیلت سیاسی است / ناکارآمدی سیاست شرعیه

سیاست شرعیه در تحقق فضیلت های موردنیاز سیاست ناکارآمد است

خواندن قرآن تنها راه انس با آن است/ قرائت قرآن باید همراه با تدبر باشد

روایات در مورد قرائت قرآن چه می‌گویند / نهی از تلاوت بدون تدبر

تبدیل قرائت قرآن به آئین دینی سبب دورشدن آن از هدف اصلی می شود

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

تاریخمندی در نصوص دینی

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت

پلانتینگا و عقلانیت اعتقاد دینی