شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸  
۲۲ ذیحجه ۱۴۴۰  
Saturday 24 Aug 2019  
۱۳۹۸/۴/۳۰    ۲۰:۲۸     بازدید:۵۲       کد مطلب:۲۴۶۸۹          ارسال این مطلب به دیگران

مبانی اندیشه دینی » یادداشت
تابویِ بازگشت مردم محمد سروش محلاتی
اگر مردم از پاره ای مسائل دینی برگردند و از آرمانهای خود روی گردان شوند ، چه باید کرد؟
سوال فرضی :  
اگر مردم از پاره ای مسائل دینی برگردند و از آرمانهای خود روی گردان شوند ، چه باید کرد؟ 

بسیاری از متدینان و سیاستمداران طرح چنین مساله ای را خلاف مصلحت شمرده و موجب تشویش اذهان میدانند و ترجیح میدهند که هرگز اینگونه سوالات مورد بحث قرار نگرفته و حتی به آن فکر نکنند . 
ولی با کمال شگفتی بارها این موضوع در قرآن مطرح شده و به این سوالات پاسخ داده شده است که :
الف ) اگر مردم هدایت الهی را از پیامبر نپذیرند ، ب) اگر مردم از عمل به احکام و  دستورات الهی سرباز زنند ،  ج ) اگر مردم از اجرای فرامین حکومتی پیامبر روی گردان شوند ، پیامبر اکرم در برابر این انسانهای متخلف چه وظیفه ای دارد و چه روشی باید پیش بگیرد ؟

مسئولیت پیامبر 
مضمون آیات فراوانی در قران این است که پیامبر باید با هدایت و بلاغ مبین حجت را بر مردم تمام کند ولی بیش از این مسئولیتی ندارد : و ما علی الرسول الا البلاغ المبین  . 
 فهم و هضم اینگونه ایات که دلالت بر حصر میکند و فراتر از بلاغ را نفی مینماید ، پیوسته برای مسلمانانی که زیاد احساس وظیفه میکنند و حفظ و حراست از ایمان مردم ولو بقیمت درگیری با آنان  را وظیفه خود میدانند ، سخت و دشوار بوده است .

بسیاری از مفسران در باره این آیات به دو توجیه متوسل شده و اِعمال قدرت برای اهداف دین را موجه دانسته اند :
یکی انکه این ایات مربوط به دوران مکه و ضعف مسلمانان و قبل از تشکیل حکومت نبوی است و لذا پس از هجرت وظیفه پیامبر تغییر کرد و او مسئول حفظ ایمان مردم گردید .
و دیگر انکه این ایات مربوط به شان رسالت پیامبر است ، ولی پیامبر شان حکومت هم دارد که به اقتضای این شان ، او مسئولیت اجرای احکام و اِعمال قدرت را دارد .

نقد و بررسی
 هیچ از این دو توجیه با ایات قران سازگار نیست . زیرا اولا در سوره های مدنی و در اوج قدرت سیاسی پیامبر نیز بر اینگه پیامبر "فقط" مسئول بلاغ دین است تکرار شده و ثانیا در باره دستورات سیاسی و حکومتی پیامبر نیز مانند دستورات الهی ، قران تصریح کرده که با روی گردانی مردم ، پیامبر وظیفه ای فراتر از "ابلاغ" ندارد . پس در دوران حاکمیت رسول خدا هم چه برای "هدایت" و چه پس از آن برای واداستن مردم به رعایت احکام ، نمی توان به زور متوسل شد

در سوره ال عمران که مدنی است فرمود : فان اسلموا فقد اهتدوا و ان تولوا فانما علیک البلاغ (ایه20) در اینجا روی گردانی از هدایت توسط مرم مطرح است (تولی) و متقابلا نفی هر کاری غیر از بلاغ از سوی پیامبر. -- در سوری مائده نیز که مدنی است ابتدا بر لزوم اطاعت از احکام الهی و احکامِ (حکومتی) پیامبر تاکید شده و سپس به مردمی که تخلف میکنند اعلام شده: بدانید پیامبر وظیفه ای بیش از بلاغ ندارد: فان تولیتم فاعلموا انما علی رسولنا البلاغ المبین (ایه92) 

در سوره نساء هم که مدنی است پس از اطاعت از پیامبر  و من یطع الرسول فقد اطاع الله اضافه شده:  ولی اگر کسی اطاعت نکند پیامبر "حفیظ" مردم نیست  و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا (ایه79) یعنی همانگونه در دوران مکه  حفیظ بودن پیامبر نفی شده بود (ما جعلناک علیهم حفیظا انعام ایه 106) در مدینه و در دوره قدرت نیز همان مطلب تکرار شده است به تعبیر شیخ طوسی این تعبیر به معنی ان است که پیامبر مسئول جلوگیری از انحراف مردم نیست (التبیان ج4 ص232)

در سوره نور نیز که در مدینه نازل شده آمده است که اگر روی گردان شوند پیامبرفقط مسئولیت بلاغ دارد: قل اطیعوا الرسول فان تولوا فانما علیک ما حمل و علیکم ما حملتم و ان تطیعوه تهتدوا و ما علی الرسول الا البلاغ المبین(ایه54)
سوره تغابن هم در مدینه نازل شده و فرض روی گردانی مردم از دستور خدا و پیامبر را مطرح کرده و تاکید کرده که پیامبر وظیفه ای غیر از بلاغ ندارد . اطیعوا الله  و اطیعوا الرسول فان تولیتم فانما علی رسولنا البلاغ المبین (ایه 12)

ما و قرآن
این آیات دلالت روشنی دارد و تکرار آن موضوع را کاملا روشن میسازد و برای کسانی که تردیدی داشته باشند، نظر مفسران نیز راهگشاست مثلا علامه طباطبایی آیه سوره تغابن را چنین معنی می‌کند: اگر از "دستورات دینیِ" خداوند اعراض نموده و از "دستوراتِ  حکومتی" پیامبر خدا سرپیچی کنید ، پیامبرِما شما را به زور به اطاعت و فرمانبرداری وادار نمیکند ( المیزان ج19ص305)  

پس چرا : 
1 . چرا موضوعی که خداوند در قران بارها مطرح کرده ، برای ما ترسناک است و حاضر نیستیم به آن فکر کنیم؟  
2 . چرا ما  ادعای مسئولیتی فراتر از رسول خدا داریم ؟! 
نظام دینی  فقط با وجود زمینه های مناسب فرهنگی و اجتماعی و با خواست و امادگی مردم در اجرای احکام وارد میشود و گر نه  به تبلیغ و هدایت اکتفا میکند.
ای کاش قران در استنباط های فقهی حضور بیشتری داشت و اینگونه ایات نیز در فقه مورد توجه قرار میگرفت  .


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

دولت "دو سر" و مصائب آن

غرب‌ستیزی، تعقل شفاف را از ما گرفته است

ارتباط نظریه با فلسفه سیاسی

روحانیون هم باید بازنشسته شوند

تابویِ بازگشت مردم

نگاهی به سيره صلح‌جويانه پيامبر (ص)

یهودیان در خیمه ایرانیان

پیش‌شرط‌های حکمرانی خوب

چرا احزاب در ایران کارایی لازم را ندارند؟

عیارسنجی «بلوغ‌سیاسی» در جامعه

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

تاریخمندی در نصوص دینی

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

پلانتینگا و عقلانیت اعتقاد دینی

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت

دیالوگ، فرهنگ ها و مذهب در آموزش محیط و فراتر از آن