دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹  
۱۰ صفر ۱۴۴۲  
Monday 28 Sep 2020  
۱۳۹۸/۴/۹    ۱۹:۳۵     بازدید:۵۰۹       کد مطلب:۲۴۶۷۶          ارسال این مطلب به دیگران

مبانی اندیشه دینی » یادداشت
رسالت اصلی امام صادق(ع)، تثبیت و تعمیق فکری و عملی جامعه شیعه است. حمیدرضا شریعتمداری
بیست و پنجم شوال یادآور سوگمندیِ سترگِ جامعه دیرپای شیعی در نیمه قرن دوم هجری است که به‌تازگی در عهد پنجمین و ششمین امامش با عمق معارف دینی و مذهبی‌اش آشنا شده بود
بیست و پنجم شوال یادآور سوگمندیِ سترگِ جامعه دیرپای شیعی در نیمه قرن دوم هجری است که به‌تازگی در عهد پنجمین و ششمین امامش با عمق معارف دینی و مذهبی‌اش آشنا شده بود. پیش از آن، آن‌چه در دید و فرادید بود بیشتر، شور انقلابی بود و عواطف پاک انسانی؛ تفضیل این صحابی بر آن صحابی بود یا صرفاً به قدرت رساندن شایستگان. کسانی هم البته در کار چهره‌پردازیِ ماورائی از اولیای برگزیده خدا بودند.

راه ناهمواری که صادقین علیهماالسلام پیمودند، به مراتب، سخت‌تر از تأسیس یک جامعه یا دولت یا حتی یک دین و مذهب بود، قرائتی راستین از  بنیانی حق و استوار به میان آمده بود که هنوز پا نگرفته و محتوای کامل خود را درنیافته، گرفتار توفان‌های سهمگین شده بود و تلّی از تعصب‌های قومی و قبیله‌ای، قدرت‌طلبی‌های سیاسی، تحجرهای خوارجی و از همه خطیرتر، ریختن خون پاکان آل‌البیت بر سر این جماعت آوار شد. هرچه بود و هرطور بود، جماعتی به نام شیعه شکل گرفته بود که گاه غلظت انقلابی پیدا می‌کرد و گاه بعد عرفانی و روحی و احیاناً غلو. گاهی نیز همّ و غمش فقط اسقاط یک حاکم یا سلاله  و کسب قدرت سیاسی می‌شد و اگر مجوزی از پیشوای برحق درنمی‌یافت، پیشوایی دروغین را از منتسبان به پیامبر برمی‌گزید یا به دروغ، تأییدیه‌ای را از امام راستین جعل می‌کرد.

خطیرترین کاری که در این دوران در درون جامعه شیعی اتفاق افتاده بود، دستمالی کردن تک‌تک آموزه‌های اختصاصی و فاخر شیعه پیش از رسیدن وقتش و پیش از تبیین و تشیید ابعاد و ارکانش بود. ارتباطات غیبی، نص و نصب الهی، بداء، رجعت و غیبت از جمله تعالیمی بود که به کانون‌های نادرست و نامشروعش معطوف شده بود. از دیگر سو، گاه امامت الهی به سطح نبوت یا الوهیت ارتقا می‌یافت و نقش‌های دینی و زمینیِ امام تحت‌الشعاع نقش‌های هستی‌شناسانه، باطنی و تکوینی و نیز فضیلت‌های امری و ملکوتی‌ای که برای پیامبر هم معهود نبودند، قرار می‌گرفتند.

گاه شور حسینی را به سطح انتقام‌های کور فرومی‌کاستند و دشمنی‌ها را از دشمن کیانیِ اسلام و مسلمین، یعنی بنی‌امیه به نقاط دورتر تاریخی سوق می‌دادند و تبرّی و مرزبندی را در لعن و خصومت می‌جستند و مرزگذاری با سران را به4 فاصله گرفتن از توده‌ها معنا می‌کردند و عملاً پی‌جوی گسست عمیقی در پیکره جامعه اسلامی بودند و جامعه شیعی را از جامعه سنّی آن‌قدر دور می‌خواستند که دیگر، راهی برای گفت‌وگو، تعامل، شنیدن سخن حق ما و توجه به میراث اهل‌بیت(ع) که در سنت شیعی محفوظ مانده بود، باقی نمی‌ماند. در این‌جا بود که امام باقر و امام صادق علیهماالسلام می‌باید در چندین جبهه مجاهدت می‌کردند: به شیعیان، عمق معرفتی می‌دادند تا هویت فکری مستقل خود را دریابند، در عین حال، از گسست اجتماعی و عاطفی‌شان با پیکره بزرگ‌تر توده مسلمانان که شیعه نبودند برحذر باشند؛ از دیگر سو، فوران ظلم بنی‌امیه و غلیان غیظ فروخورده و تاریخیِ شیعه به قیام فرامی‌خوانْد و زمینه‌ها و نشانه‌هایی که به‌ظاهر، منکوب شدن بنی‌امیه و برآمدن «الرضا من آل محمد» را نوید می‌دادند، برانگیزاننده بود.
امام در چنین شرایطی که هم بنا به فراست مؤمنانه می‌شد عقیم بودن این خیزش‌ها را دریافت و هم می‌باید رسالت اصلی امام، یعنی تثبیت و تعمیق فکری و عملی جامعه شیعه را عهده‌دار شود، طبعاً از قیام‌ها که گاه در اصالت و شرافتش هم تردیدی نبود، فاصله می‌گرفت و خدا می‌داند که با این کناره‌گیری، چه فضای سنگینی در پیش روی امام و حلقه وفادارش تجسم می‌یافت!

آن‌گاه که امام صادق(ع) عروج کرد، تکلیف شیعیان واقعی در برابر چهار جبهه معلوم شده بود:
1. جبهه جهالت، هم به معنای ناآگاهی از حقیقت و مقومات تشیع امامی، بدون مرزبندی با دیگر خوانش‌های سنّی و شیعی، و هم به معنای نابخردی و بی‌بصیرتی در قبال اولویت‌ها و مقتضیات زمانه؛
2. جبهه غلو و تفویض؛
3 . جبهه قیام و انقلابی‌گری و تلاش برای کسب قدرت به نام اهل‌بیت(ع)؛
4. جبهه بی‌عملیِ اباحی‌گرایانه یا صوفیانه و انزواطلبانه.
درنهایت، آن‌چه به عنوان میراث امام صادق(ع) در نظر، و نیز در قالب یک جامعه شیعی در سطح جهت‌گیری‌های کلی باقی ماند، تشیع و شیعیانی بود با این مشخصات:
1. التزام به امامتی الهی و نص‌محور با مرزهای مشخص فکری با توده اهل‌سنت و دیگر اقلیت‌های شیعیِ انشعاب یافته یا متشیع؛
2. باقی ماندن در متن و بطن جامعه اسلامی به‌رغم تمایزات و ناملایمات؛
3. پررنگ شدن منزلت عمل اعم از عمل مناسکی، اخلاقی و سلوکی؛
4. ایستاده در برابر غلو، تفویض و ارتفاع (به تعبیر کتب رجالی)؛
5. با موضع سلبی در قبال حاکمیت جور و غصب و آماده قیام و فداکاری بودن، بدون شتاب‌زدگی و بدون اصالت بخشیدن به قیام، سیاست و قدرت و در انتظار ظهور، فرج و قیام امام ماندن.
 
(منبع: خبرگزاری شفقنا)


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

سلوک علمی آیت الله العظمی صانعی

حق انتقاد دینی از منظر قرآن و سنت

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(2)

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(1)

پیامدهای جدایی مردم از حکومت در کلمات امیر المومنین (ع)

رابطه حقوق و سلامت جامعه با تکیه بر نهج‌البلاغه

بازخوانی نظام کیفری شرعی در پرتو قاعده درء

استقلال عقل در رهایی از دوزخ؛ آری یا خیر

فقه موجود از اصل عدالت اجتماعی غافل است

علمای حوزوی و دانشگاهی «اخلاق در حوزه عمومی» را جدی بگیرند

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

تاریخمندی در نصوص دینی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

سیزدهمین نشست علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت