دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹  
۱۰ صفر ۱۴۴۲  
Monday 28 Sep 2020  
۱۳۹۷/۱۰/۱۹    ۱۵:۴۵     بازدید:۵۴۵       کد مطلب:۲۳۶۳۲          ارسال این مطلب به دیگران

حقوق بشر » یادداشت
دین کافران رضا بابایی
هنر علم بیش از این نیست که ذره‌‌ذره از کوه توهمات انسان بکاهد. ما هرگز و هرگز بار سنگین توهماتمان را بر زمین نمی‌گذاریم. دانشمندترین انسان‌ها نیز متوهم است
هنر علم بیش از این نیست که ذره‌‌ذره از کوه توهمات انسان بکاهد. ما هرگز و هرگز بار سنگین توهماتمان را بر زمین نمی‌گذاریم. دانشمندترین انسان‌ها نیز متوهم است؛ گیرم کمتر از دیگران؛ اگرچه همین بیشی و کمی، آدمیان را از یک‌دیگر متفاوت می‌کند.

دانش من اکنون بیش از سقراط است؛ چون من بیش از دو هزار و پانصد سال پس از او به دنیا آمده‌ام و ارثیه‌ای گرانبها از دانش‌ها و تجربه‌های بشری بر دامن من گذاشته‌اند. آری؛ دانش من بیش از سقراط است؛ اما او از من داناتر است؛ زیرا او گریبان خویش را بیش از من از دست توهم بیرون آورده است. 

آدمی را از توهم گزیری نیست، مگر به معجزۀ انصاف و فروتنی. پیمانۀ دانش، قطره‌قطره از اقیانوس توهمات ما می‌کاهد؛ اما انصاف و فروتنی، همۀ زهر و زیان توهم را یک‌‌جا می‌روبد. دانایی، گشودگی جان به نسیمی است که از ناکجاآباد می‌وزد و آن دستی که پنجره‌ها را به روی هوای تازه باز نگه می‌دارد، فضیلت بی‌رقیب انصاف و فروتنی است. دشمن بشر جهل او نیست؛ دشمن او دستی است که پنجره‌ها را می‌بندد. دشمن بشر، نگاه عاقل‌اندرسفیه او به دیگران است و پرستیدن کهنه‌متاع خویش.  

بگذار انصاف و فروتنی تو را اباحی‌گری بخوانند. اباحی‌گری فحشی است که خفاش توهم به خورشید مدارا می‌دهد. از همه بیچاره‌تر خفاش بود/ کو عدوی آفتاب فاش بود. در جهان کاری آسان‌تر از پوشیدن جامه‌های فاخر نیست. بگذار جامۀ فاخر بپوشند. بگذار مست‌ از جام‌های خالی فریاد بکشند. دین حقیقی، آن است که تو را تشنه و منتظر نگه ‌می‌دارد. جانت را هر روز با پرسشی نو می‌گزد و زبانت را بند می‌آورد. دین کلاه شعبده‌بازی نیست؛ کارخانۀ بایدها و نبایدها نیست؛ توقف قطار فهم انسان در ایستگاه تاریخ نیست. بن‌بست‌نشینان، فلسفه را مرغ خانگی می‌کنند و علم را کفتر جلد و عرفان را ادا و اطوار و دین را نام کوچۀ تنگ و باریک خویش. در روستای پشت کوه، توهم کدخدایی می‌کند و هزار حجت بر دیوارهای کلنگی آویخته است. می‌گویی خدا، می‌گوید سلطان عالم. می‌گویی نبی، می‌گوید فرمانده کل. می‌گویی دین، می‌گوید نیندیشیدن و فرمان بردن. می‌گویی تو، می‌گوید راه بهشت. جز خویشتن، همه را انکار می‌کند. پیشۀ کافران، همیشه انکار بوده است. 


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

سلوک علمی آیت الله العظمی صانعی

حق انتقاد دینی از منظر قرآن و سنت

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(2)

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(1)

پیامدهای جدایی مردم از حکومت در کلمات امیر المومنین (ع)

رابطه حقوق و سلامت جامعه با تکیه بر نهج‌البلاغه

بازخوانی نظام کیفری شرعی در پرتو قاعده درء

استقلال عقل در رهایی از دوزخ؛ آری یا خیر

فقه موجود از اصل عدالت اجتماعی غافل است

علمای حوزوی و دانشگاهی «اخلاق در حوزه عمومی» را جدی بگیرند

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

تاریخمندی در نصوص دینی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

سیزدهمین نشست علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت