دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹  
۱۰ صفر ۱۴۴۲  
Monday 28 Sep 2020  
۱۳۹۷/۷/۲۸    ۱۱:۵۷     بازدید:۵۳۶       کد مطلب:۲۲۶۰۶          ارسال این مطلب به دیگران

مبانی اندیشه دینی » یادداشت
دین‌گریزی رضا بابایی
مفهوم «دین‌گریزی»، تحلیل‌گران ایرانی را به سه گروه تقسیم می‌کند
مفهوم «دین‌گریزی»، تحلیل‌گران ایرانی را به سه گروه تقسیم می‌کند:

1. منکران. این گروه معتقد است که دین‌گریزی در جامعۀ امروز ایران، بی‌معنا و تبلیغات دشمنان است، مگر در حدی که پیشتر و همیشه بوده است، و اگر اکنون اندکی بیش از سابق هم باشد، به دلیل وضعیت دین در جهان امروز است. بنابراین ارتباطی به مسائل داخلی ایران ندارد.
2. پذیرندگان توطئه‌اندیش. این گروه، دین‌گریزی را در جامعۀ امروز ایران، کم‌وبیش می‌پذیرد؛ اما منشأ آن را توطئۀ دشمنان خارجی و عمال داخلی آنها می‌داند. 
3. پذیرندگان درون‌نگر. یعنی کسانی که اوضاع داخلی کشور را عامل اصلی دین‌گریزی شتابان و گسترده می‌شمارند. 

گروه سوم نیز دو گونه‌اند:
1-3. آنان که درد دین دارند و دین‌گریزی را از آن جهت که دین‌گریزی است، آفت می‌شمارند. 
2-3. آنان که به دین‌گریزی، تنها به عنوان پدیده‌ای اجتماعی می‌نگرند و بیشتر در پی تحلیل‌های جامعه‌شناختی یا روان‌شناختی‌‌اند؛ بدون هیچ گونه احساس خرسندی یا ناخرسندی نسبت به اصل دین. 

در اینجا می‌خواهم نکته‌ای را از زبان گروه آخر(3-2) بگویم.
این گروه بدون آنکه درد دین یا حتی اعتقادی به خدا داشته باشد، روند دین‌گریزی و دین‌ستیزی را در جامعۀ ایرانی نگران‌کننده می‌داند یا دست‌کم طبیعی و هماهنگ با تحولات جهانی نمی‌بیند؛ زیرا بیرون از ظرفیت ساختارها و مناسبات داخلی است و بیشتر در ذیل پدیدۀ «گسست نسلی» می‌گنجد. دین‌گریزی، اگر علل غیر فرهنگی یا گفتمانی یا پارادایمی داشته باشد و ماهیت واکنشی آن بیشتر از بن‌مایه‌های فکری و فرهنگی باشد، ویرانگری آن کمتر از خرافات دینی نیست؛ زیرا این نوع دین‌گریزی، از تغییر ماهیت فرهنگی جامعه خبر نمی‌دهد؛ بلکه بسیار شبیه دین‌گرایی بی‌سابقه و ناگهانی ایرانیان در سال‌های 56 و 57 در واکنش به رژیم سکولار پهلوی است. در آن سال‌ها نیز ایرانیان در واکنش به رژیمی که به هر دلیلی با آن هماهنگ نبودند، از نمادهای دینی مانند مسجد و حجاب و ریش و روحانی‌محوری و شعارهایی مانند الله اکبر، پرچم‌های سیاسی ساختند و بر شاه تاختند. اکنون نیز بخشی از جامعه با همان انگیزه‌ها به سوی نمادهای ضد دین رفته‌اند که به‌قطع حاصلی جز آشفتگی بیشتر و هدررفت سرمایه‌های اجتماعی نخواهد داشت. جامعۀ رشدیافته و فرهیخته، برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود، جز به تغییر فرهنگ عمومی و سپس نهادهای سیاسی از راه‌های مدنی نمی‌اندیشد و گام نخست در این تغییرات، پرهیز از هر گونه دیوسازی از نهادهای سنتی است؛ چه آن نهاد سنتی، سلطنت باشد و چه دین و چه ملی‌گرایی. گام‌های پسین آسان‌تر است؛ اما گام اول نیاز به فرهنگی پیشرو، فعال و زنده دارد که متأسفانه جامعۀ ایرانی فعلا فاقد آن است. این فقدان نیز، بیش از هر چیز محصول اوضاع اقتصادی کشور و وضعیت فرهنگی منطقه و نابختیاری در سطح جهانی است.


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

سلوک علمی آیت الله العظمی صانعی

حق انتقاد دینی از منظر قرآن و سنت

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(2)

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(1)

پیامدهای جدایی مردم از حکومت در کلمات امیر المومنین (ع)

رابطه حقوق و سلامت جامعه با تکیه بر نهج‌البلاغه

بازخوانی نظام کیفری شرعی در پرتو قاعده درء

استقلال عقل در رهایی از دوزخ؛ آری یا خیر

فقه موجود از اصل عدالت اجتماعی غافل است

علمای حوزوی و دانشگاهی «اخلاق در حوزه عمومی» را جدی بگیرند

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

تاریخمندی در نصوص دینی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

سیزدهمین نشست علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت