دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹  
۱۰ صفر ۱۴۴۲  
Monday 28 Sep 2020  
۱۳۹۷/۷/۲۲    ۲۱:۳۹     بازدید:۵۲۸       کد مطلب:۲۲۶۰۵          ارسال این مطلب به دیگران

مبانی اندیشه دینی » یادداشت
درآمدی بر روش شناسی در اندیشه سیاسی؛ مبانی سیاست مدرن داوود فیرحی
هر روش شناسی تابعی از ماهیت موضوعش است. موضوع ممکن است تجربی، تاریخی، تفسیری و غیره باشد؛ روش شناسی آن هم همین طور
هر روش شناسی تابعی از ماهیت موضوعش است. موضوع ممکن است تجربی، تاریخی، تفسیری  و غیره باشد؛ روش شناسی آن هم همین طور. در نتیجه، هر روشی را برای هر موضوعی نمی توان به کار برد. هر موضوعی اقتضای متدولوژی خاص خود را دارد.

 روش شناسی علوم انسانی خیلی تجربی نیست بلکه بیشتر از جنس تفسیر است. ما با چهار حوزه مرتبطیم: حوزه سیاست، باورهای اجتماعی مثل دین، تاریخ، و تفسیر. ما انسان های معاصر چگونه امر سیاسی خود را تفسیر کرده و ساخته ایم. در این کلاس، روش شناسی تفسیر های مدرن از امر سیاسی دنبال می شود.

 امر سیاسی در تمام دنیا به جدید و قدیم(سنت و تجدد) تقسیم می شود. برای فهمیدن امر سیاسی جدید،  چیزی به نام انقلاب در مفهوم امر سیاسی احتیاج به توضیح دارد و ناگزیر باید به تبیین مختصر از گسست ها پرداخت. به همین دلیل، در روش شناسی تفسیر امر سیاسی، مجبوریم تجربه اروپایی را مطالعه کنیم چون آن تجربه در حال جهانی شدن است.

 امر سیاسی در دنیای قدیم یا ذیل الهیات بود یا در پیوند با الهیات. به طور مثال، دکتر طباطبایی معتقد است که فارابی سیاست را ذیل نبوت بررسی کرده است. در ادبیات اروپایی نیز همین بوده و امر سیاسی ذیل عیسی مسیح قرار گرفته است. در یونان نیز افلاطون رابطه الهیات با سیاست را مطرح می کند.

 در مورد انقلاب در امر سیاسی اختلاف نظر وجود دارد که آیا تجدد به معنای گسست از الهیات است یا به معنای فهم جدید از الهیات؟
  در اروپا دو نگرش غالب وجود دارد: 
یکم) امر سیاسی جدید خودش را مستقل از اخلاق و مذهب نشان می دهد. نماینده این دیدگاه، ماکیاولی است. در این نگرش، تجدد سیاسی به معنای فاصله گیری رادیکال سیاست از مذهب است. در نتیجه در این دیدگاه، امر سیاسی استقلال دارد.

 دوم) امر سیاسی جدید  ته در استقلال خود بلکه در امتداد تفسیری مجدد از مذهب و بویژه از انجیل  در اروپا بوده و درک جدیدی از دیانت ارائه می دهد. لاک نماینده دیدگاه دوم است. 
براین اساس، نگرش اول نوعی رنسانس و دومی، نوعی پروتستانتیسم است.

 در  هر دو دیدگاه، امر سیاسی با چه متدولوژی شناخته می شود؟
 ادبیات ماکیاولی بر شناخت قوای انسان به عنوان یک موجود سیاسی و اتم سیاست تمرکز می کند. در این نگرش، انسان موجودی شرور و متمایل به قدرت است که هیچ گاه سیری ندارد و به خاطر این قدرت، تن به هر کاری می دهد کشتن، انقیاد، مکر، اعمال زور. 

در انسان شناسی ماکیاولی رگه هایی وجود دارد که انسان را هم مدنی می کند و هم ضد مدنی. این جا تحلیل های تجربی جواب نمی دهد بلکه تحلیل عقلی از غرائز و انگیزه های انسانی مهم می شود.
 در نگرش دوم، سیاست جدید امتداد درک جدید از رابطه خدا و انسان در انجیل است.  در این جا باید دید که متن مقدس انسان را چگونه توصیف می کند. 
ادبیات قدیمی مسیحی توصیفی از انسان می کند که انسان موجودی شرور، و شورش گر علیه خدا است که دچار شورش شده و مورد نفرت خداوند است که او را جز با چماق سلطنت نمی توان مهار کرد و نمی شود از انسان شرور نظرخواهی کرد. انسان یوحنا به خاطر مخالفت با خدا از بهشت رانده شده است.

 اما نظریه های  دینی جدید با محوریت لاک معتقد است که انسان صورتی از خدا بوده و شرور نیست. هر انسانی یک مسیح است و هر مسیحی یک روح القدس. هر انسانی صورتی از خدا است:«خُلق الانسان علی صوره الرحمن». هستی انسان، خداگونه است و از درون آن، حقوق بشر، و برابری انسان ها قطع نظر از مذاهب در می آید. در این حالت، امر سیاسی می شود اداره انسان ها بما هو انسان نه به خاطر مسیحی یا یهودی بودنشان.
از درون این نظریه، «قرارداد سیاسی» در می آید. انسان ها هیچ گاه همدیگر را نمی کشند. اصل بر این است که هر انسانی انسان دیگر را خداگونه می بیند و به او احترام می گذارد. امر سیاسی از قرارداد این انسان ها ناشی می شود. از درون این قراردادها، دولت ملی ساخته می شود.

البته نگاه سومی هم وجود دارد که متأثر از هگل و دیگران، الهیات و سیاست را به تک تک افراد ارجاع نمی دهد بلکه به تاریخ و دیالکتیک  ارجاع می دهد. در نگاه تاریخ گرایی، این موضوع بررسی می شود که چگونه به طور تاریخی یک ملت ساخته می شود. این ارجاع به تاریخ هم باز یا فلسفی است یا الهیاتی. در این نگاه، فرد اهمیت نداشته و کلیت تاریخ و البته سنت ها مهم هستند. در این جا، رضایت به معنای اقناع ناشی از سنت است نه رضایت ناشی از قرارداد.

درس گفتار «روش شناسی در اندیشه سیاسی»، جلسه اول، 6مهرماه97.


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

سلوک علمی آیت الله العظمی صانعی

حق انتقاد دینی از منظر قرآن و سنت

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(2)

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(1)

پیامدهای جدایی مردم از حکومت در کلمات امیر المومنین (ع)

رابطه حقوق و سلامت جامعه با تکیه بر نهج‌البلاغه

بازخوانی نظام کیفری شرعی در پرتو قاعده درء

استقلال عقل در رهایی از دوزخ؛ آری یا خیر

فقه موجود از اصل عدالت اجتماعی غافل است

علمای حوزوی و دانشگاهی «اخلاق در حوزه عمومی» را جدی بگیرند

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

تاریخمندی در نصوص دینی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

سیزدهمین نشست علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت