دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹  
۱۰ صفر ۱۴۴۲  
Monday 28 Sep 2020  
۱۳۹۷/۵/۶    ۲۰:۱۳     بازدید:۵۴۱       کد مطلب:۲۱۵۹۶          ارسال این مطلب به دیگران

مبانی اندیشه دینی » یادداشت
حرم، مطهر است محمد سروش محلاتی
حضرات ائمه معصومین (علیهم السلام) در اوج طهارت و پاکی قرار دارند و خداوند آن ها را در مرتبه "طهارت مطلق" قرار داده است

حضرات ائمه معصومین (علیهم السلام) در اوج طهارت و پاکی قرار دارند و خداوند آن ها را در مرتبه "طهارت مطلق" قرار داده است :«ویطهرکم تطهیرا» و البته حرم آن ها نیز پاک است و باید طهارت آن حفظ گردد. و حتی اصحاب آنان نیز از پاکانند و در وادی طهارت آرمیده اند: «طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم»  حرم ائمه  سرزمین مقدسی است که مشتاقان برای کسب طهارت در آن گرد می آیند و البته شرافت آن بالاتر از مسجد قباست که خداوند در شان ان فرموده است: «فیه رجال یحبون ان یتطهروا»

ولی ایا ما طهارت حرم را حفظ می کنیم؟

می دانم که در اعتاب مقدسه گروهی از خدام ارجمند پیوسته مهیا هستند تا اگر در اثر اتفاق، حرم آلوده شود،  بلافاصله به تطهیر آن اقدام کنند، و البته از این جهت دائما حفظ طهارت می شود، ولی طهارت اقسام مختلفی دارد و یک نوع دیگر آن طهارت مالی است، مال و ثروت هم "پاک" و "ناپاک" دارد و همان طور که ممکن است احیانا مسجد یا حرم با قذارت ظاهری آلوده شود و ما باید فورا آن را تطهیر نماییم ممکن است به چنین مکان های مقدسی "اموالی ناپاک" وارد شود و یا اموالی آلوده در آن هزینه گردد.
 
روشن است زائرانی که شیفتگان درک حضور و زیارت امام هستند و با اعتقاد و اخلاص، از پاک ترین اموال خود به امام هدیه داده یا و نذوراتی را تقدیم می دارند، فقط یک گروه از تأمین کنندگان هزینه های حرم ها  هستند. و گروه دیگر واقفانی اند که در طول صدها سال، رقبات فراوانی برای حرم وقف کرده تا عوائد آن به مصرف حرم برسد، و البته واقفان یک طیف گسترده اند، از کم بضاعت ترین افراد تا بزرگ ترین ملاکان و اربابان و اعیان و اشراف و حکام در مناطق مختلف. آیا همه این موقوفات به خصوص از این طبقه از اموال حلال و پاک بوده است؟
 
اربابانی که با ظلم و زور نسبت به زیردستان خود در آبادی ها و مزارع و باغات و با تصاحب اموال ضعیفان ، بر ثروت بادآورده خود می افزایند، و سپس در پایان عمر بخشی از آن را وقف می کردند، آن هم شاید به این نیت که بااین عنوان بقیه اموالشان مصون بماند!
 
برخی از این حرام خواران هم فکر می کنند که با نذر و وقف کردن قسمی از اموال، می توان بقیه مال حرام را حلال کرده،از مظالم عباد نجات پیدا کرده و وزر و وبال خود را کاهش داد. و گاه افراد ساده دل هم گرفتار این توهم می شوند و گمان می کنند که با این نذورات و انفاقات حرام در حرم ، انقلابی در اموالشان رخ می دهد و همه چیز پاک میگردد. البته این حیله ، کشف تازه ای نیست همان کاری است که برخی تازه مسلمان ها در صدر اسلام می خواستند انجام دهند. آن ها که در جاهلیت از درآمد های حرام و کسب های باطل امرار معاش می کردند و حالا پس از مسلمانی می خواستند با صدقه دادن ، خود را خلاص کنند، ولی آیه نازل شد  که نه، فقط از درآمد پاک می توان انفاق کرد :
(کان القوم قدکسبوا مکاسب سوء فی الجاهلیه فلما اسلموا ارادوا ان یخرجوا من اموالهم لیتصدقوا بها فابی الله تبارک و تعالی الا ان یخرجوا من طیبات ما کسبوا) و آیه «و انفقوا من طیبات ما کسبتم»  به این دلیل نازل گردید.
به راستی چرا خداوند دست رد به سینه این این خیران می زند و انفاق آن ها را نمی پذیرد؟ چرا خدا استحاله را در اعیان نجس مانند کلب می پذیرد و وقتی در شوره زار قرار گرفت و نمک شد، حکم به طهارت آن می کند،

ولی اموال این کاسبان حرام را با انفاق قابل استحاله و پاک شدن نمی داند؟

 
و به راستی اگر این راه مفتوح بود، چقدر دست علمای دین باز بود که اسناد آن اموال نجس را از دست مالکان بگیرند و اسناد بهشت را به آن ها تحویل دهند!

آن ها که می خواهند مال خود را پاک کنند، بجای آن که به دائره نذورات و موقوفات حرم مراجعه کنند، باید خود را از حق الله و حق الناس پاک کرده باشند و هرگز نباید، مال حرام برای حرم به ارمغان آورند و بانی سفره های افطار و یا نذورات اطعام زوار، و یا واقف صدها جریب باغات، و هزاران هکتار مزارع شوند. هیچ امام و امام زاده ای گنبد و بارگاهی از این اموال نمی خواهد، ولی آیا واقعیت هم همین است؟ آیا انها که با حیله های مختلف در بازارها یا نهادها دست به غارت میزنند راهی به حرم ها ندارند ؟ و یا بعکس گاه همین ارتباط را وسیله رسیدن به ان اموال قرار داده و با نام ثامن الحجج و امثال ان دزدی میکنند ؟

این مشکل را نباید در سطح شرایط امروز دید بلکه باید با مطالعه اسناد موقوفات بشکل تاریخی تحلیل کرد . اسنادی که نشان میدهد خوانین و اربابان و درباریان چه نقش مهمی در واگذاری این موقوفات داشته و مهر فلان الدوله و فلان السلطنه و فلان الاعیان و فلان الاشراف در ذیل این وقف نامه ها ثبت شده است.

      
و آیا اموال امثال ظل السلطان ها که در زمان خودشان مورد اجتناب متشرعه بود با وقف کردن استحاله شده و پاک گردید؟
 
سخت است ولی واقعیت دارد همانطور که ایه الله مطهری اذعان دارد : " غالبا انفاقات و صدقات و موقوفات ما از این نظر خراب است  این مساجد و معابد و گنبدهای امامزاده ها غالبا از پول حرام ساخته شده است " و اگر این حقیقت با شجاعت بازگو و تکرار می شد شاید امروز گرفتار این مصیبت نبودیم . و همان اشفتگی مالی و امیختگی با حرام که در تجارت و قضاوت و امارت وجود دارد به منابع مالی امکنه مقدسه سرایت نمیکرد . ولی امروز چنان است که عده ای از عابد نمایان با یک دست از ان طرف می ربایند و با دست دیگر در این طرف بذل میکنند و انگاه زائر خوش قلب این طعام را پاک تر از شیر مادر و غذای بهشتی میپندارد  .

عجیب است که در گذشته، از اوقاف مصرف کردن امری ناخوشایند برای اهل ایمان و معرفت بوده و آنان از « لقمه وقف» پرهیز داشتند، و امروز به عکس، حرص بر «لقمه وقف» شایع شده است، دیروز لقمه وقف مصداق لقمه شبهه ناک بود که نه معلوم است واقف چگونه وقف کرده و نه معلوم است متولی چگونه تصرف می کند و لذا عطار توصیه می کرد:

مخور جز بر ضرورت لقمه وقف 
صفا  هرگز  نیارد  لقمه   وقف
 

و حافظ رندانه می گفت:
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا  داد
که می حرام ولی به ز مال اوقاف است

 

و خودش افتخار می کرد که با هر آلودگی ، ولی به وقف آلوده نیست:
بیاکه خرقه من گرچه رهن میکده هاست
ز مال  وقف  نبینی  به نام  من  درمی
 
البته به حکم ظاهر، در موارد مشکوک همه چیز پاک و همه چیز حلال است، و منعی برای بهره مندی و مصرف در کار نیست، ولی :
ای کاش زائران از پشت پرده موقوفات و فساد هایی که در بسیادری موارد وجود داشته اطلاع پیدا می کردند

و ای کاش به زائران به جای ادرس های غلط برای وصول جلب نظر و رضایت امام ، همان آدرس صحیح را می دادیم که با اصلاح خویش باید به مرتبه ای شتافت که «طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزکیه لنا و کفاره لذنوبنا» باشد.  والبته از راه مضیف خانه به این مقصد نمی توان رسید!

 و ای کاش وقتی که توفیق سفر به مشهدالرضا پیدا می کنیم، با هزینه شخصی و با پاک ترین اموال شخصی مان، مسکن، غذا، و دیگر احتیاجات خود را و لو به صورت حداقل تأمین می کردیم و از امکانات وقف هرچند که گسترده و حداکثری باشد چشم پوشی می کردیم.
 و ای کاش بلندگوهای حرم و دفاتر نذورات به مردم یاد می دادند که در حرم باید «طهارت نفس» تحصیل کرده و با توبه و انابه، قلب خویش را پاک کرد، با آوردن اموال شبهه ناک و نذر و وقف کردن آنها نمی توان آن ها را پاک نمود .
. و ای کاش مدیران دولتی و عمومی متذکر بودند که وقف و نذر و انفاق و مانند آن ها، فقط از اموال شخصی شان جایز است، و همان طور که نمی توان دست در جیب دیگری کرد و انفاق نمود، نمی توان دست در صندوق اموال دولتی یا عمومی کرد و از آن ها صدقه داد و یا برای حرم یا مسجدی هزینه نمود و یا خدماتی برای زوار ارائه نمود. در این صورت، چنین تصرفی حرام و باطل و آن شخص هم گناهکار است: «لا یصدق الا بمایملک»

 

و ای کاش این فصل از روایات فراموش شده را می خواندیم و تکرار می کردیم که :

الف ) وقتی فردی دو انار دزدید و دو قرص نان و انها را به فقیری داد، بگمان‌ انکه چهل حسنه کسب کرده و با کسر چهار سیئه باز هم سود کرده ،حضرت به او فرمود تو جاهل به قرآنی که خداوند فرمود: "انما یتقبل الله من المتقین"  آن دزدی گناه بود و آن انفاق هم گناه !
ب) مال حرام رشد و نمو نمی کند و اگر انفاق کنند  پاداش ندارد: "الحرام .. و ما انفقه لم یوجر علیه
ج ) فردی که از عمال بنی امیه و همکاران ظالم بود  از حقوقش صدقه می داد و حج می رفت و می پنداشت که "ان الحسنات یذهبن السیئات" ولی حضرت به او  فرمود : خطیئه موجب از بین رفتن گناه نیست. ان "الخطیئه لاتکفر الخطیئه"
د ) کسی که با مال حرام به حج می رود، در پاسخ لبیک به او می گوید: "لالبیک"
 ه ) کسی که مال حرامی به دست آورد، خداوند صدقه و عتق و حج و عمره او را قبول نمی کند و به اندازه آن ها وزر و گناه برایش می نویسند: "من اکتسب مالاحراما لم یقبل الله منه صدقه"
و ) اگر مردم از راه حرام چیزی بگیرند و در راه خدا انفاق کنند سودی ندارند "لو ان الناس اخذوا ما نهاهم الله عنه فانفقوه فیما امر الله به ما قبله منهم .." 
و نیز روایات دیگر با این مضمون

با توجه به این معارف  باید پرسید: انان که در فعالیت های کثیف و آلوده مالی دستی دارند و از سوی دیگر در حرم ها و مساجد ریش می جنبانند و باصطلاح از بانیان خیرند ، در کجا تربیت شده اند؟ چرا نباید دست این عناصر از پایگاه های دینی قطع وجلوی سوء استفاده گرفته شود؟

 
منتشر شده در کانال تلگرامی محمد سروش محلاتی در(3/5/97)


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

سلوک علمی آیت الله العظمی صانعی

حق انتقاد دینی از منظر قرآن و سنت

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(2)

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(1)

پیامدهای جدایی مردم از حکومت در کلمات امیر المومنین (ع)

رابطه حقوق و سلامت جامعه با تکیه بر نهج‌البلاغه

بازخوانی نظام کیفری شرعی در پرتو قاعده درء

استقلال عقل در رهایی از دوزخ؛ آری یا خیر

فقه موجود از اصل عدالت اجتماعی غافل است

علمای حوزوی و دانشگاهی «اخلاق در حوزه عمومی» را جدی بگیرند

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

تاریخمندی در نصوص دینی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

سیزدهمین نشست علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت