دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۸  
۲۲ جمادی الثانی ۱۴۴۱  
Monday 17 Feb 2020  
۱۳۹۶/۷/۱۵    ۱۸:۳۷     بازدید:۲۹۶       کد مطلب:۱۸۴۹۷          ارسال این مطلب به دیگران

مبانی اندیشه دینی » تازه های اندیشه
پیتر هریسون قلمروهای علم و دین روح الله رمضانی
‌کتاب پیش‌رو نسبت میان علم و دین را با رهیافتی تاریخی بررسی می‌کند. آنچه کتاب را از بسیاری از کتاب‌های دیگر در این زمینه متمایز می‌کند یکی همین رهیافت تاریخی است
‌کتاب پیش‌رو نسبت میان علم و دین را با رهیافتی تاریخی بررسی می‌کند. آنچه کتاب را از بسیاری از کتاب‌های دیگر در این زمینه متمایز می‌کند یکی همین رهیافت تاریخی است. نویسنده به جای آنکه صرفاً نسبت میان دو مفهوم مدرنِ «علم» و «دین» را که در چند سده‌ی اخیر شکل گرفته‌اند بررسی کند، آن باورها و رویه‌هایی را هم بررسی می‌کند که پیش از این دوران عمدتاً بر حسب این دو مفهوم و مفهوم‌های مشابه درک شده‌اند. آنچه نویسنده از این بررسی‌های تاریخی نتیجه می‌گیرد هم به جای خود نوآورانه و مهم است. نویسنده دیدگاه رایجی را که دین و علم را در مقابل یکدیگر می‌گذارد به پرسش گرفته و می‌گوید: «... ایده‌ی تقابل همیشگیِ علم و دین باید نادرست باشد ... افزون بر این، می‌توان گفت ارتباط دین و علم در دوران معاصر، به هر شیوه‌ای که تعبیر شود (یعنی خواه ارتباط مثبت خواه منفی)، تا اندازه‌ی زیادی بواسطه‌ی آن شرایط تاریخی تعیین می‌شود که مرزبندیِ قلمروها طیِ گذشت زمان در آنها پدید آمده و توسعه یافته است.»
ناشر کتاب را چنین معرفی می‌کند:
به نظر می‌رسد ستیز میان علم و دین برطرف‌نشدنی و همیشگی باشد. بی‌تردید دو نظرگاهی چنان واگرا درباب جهان همیشه سخت در تقابل بوده‌اند. اما پیتر هریسون می‌گوید این طور نیست. در نظر او، انگاشت ما از علم و دین نسبتاً جدید است و تنها در سیصد سال گذشته پدید آمده است. و آنچه فهم ما را از ارتباط میان مطالعه‌ی صوریِ طبیعت و حیات مذهبی محدود می‌کند خودِ این مقوله‌ها است و نه مفهوم‌های زیرین‌شان.
هریسون در قلمروهای علم و دین تصور ما از این دو مقوله را از هم می‌پاشد و سپس آن را دوباره به شیوه‌ای برانگیزاننده و سازنده بازسازی می‌کند. او تاریخ این مفهوم‌ها را برای نخستین بار بطور همزمان پی‌جویی کرده و از این راه مرزهای جدید و ارتباط‌های کم‌تر شناخته میان آنها را روشن می‌گرداند. او با این کار به ما امکان می‌دهد از تاریخ حقیقیِ این دو مفهوم بیاموزیم و دریابیم که کار علمی و حیات مذهبی به چه شیوه‌هایی به هم مرتبط می‌شوند و بر هم تأثیر می‌گذارند و متقابلاً همدیگر را غنی می‌گردانند. قلمروهای علم و دین، اثری هنری که پژوهشگری ممتاز با تمام توانش آفریده است، این نوید را می‌دهد که برای همیشه تصور ما را نسبت به این دو ستون اساسیِ حیات و تجربه‌ی بشر دگرگون کند.
درباره‌ی نویسنده:
پیتر هریسون مدیر مرکز تاریخ گفتمان‌های اروپایی در دانشگاه کوینس‌لند و استاد تاریخ علم در این مرکز است. ازجمله کتاب‌های او می‌توان به «زورآزمایی با طبیعت» و «از طالع‌بینی تا علم» اشاره کرد که آنها هم توسط انتشارات دانشگاه شیکاگو منتشر شده است.
در پیشگفتار کتاب می‌خوانیم:
این کتاب ویراستی بازنگری‌شده از درسگفتارهای گیفورد است، درسگفتارهایی که در دانشگاه ادینبورگ در فوریه‌ی 2011 ارائه شده است. درسگفتارهای گیفورد به تاریخ دو مجموعه‌ی هم‌پوشان از مسائل را می‌پردازد—مسائلی که به سرشت جهان فیزیکی مربوط می‌شوند و مسائلی که به هدف‌های وجود انسان و سرچشمه‌ی ارزش‌های اخلاقیِ انسان‌ها مربوط می‌شوند. اما چو به گذشته بنگریم می‌بینیم که انسان‌ها مرزهای این دو قلمرو را به شکل‌های بسیار متفاوت فهمیده‌اند و پرسش‌هایی درباب ارزش‌ و معنای نهاییِ انسان را از فهم سرشت جهان جدا کرده‌اند. پس به یک معنا این کتاب درباره‌ی تاریخ علم و دین در باخترزمین است. اما درست‌تر این است که بگوییم این کتاب می‌خواهد شرح دهد که چرا ما جهان را بر حسب دو مقوله‌ی متمایزِ «علم» و «دین» فهم کرده‌ایم—به بیان دیگر، چرا ما سپهر واقعیت‌های مادی را از قلمرو ارزش‌های اخلاقی و دینی جدا کرده‌ایم.
این موضوع با خود دو چالش به همراه می‌آورد. به نخستین چالش بی‌درنگ پی می‌بریم. این کتاب نمی‌تواند صرفاً تاریخ ارتباط میان علم و دین باشد، زیرا استدلال من این است که این دو، چنانکه در حال حاضر فهمیده می‌شوند، انگاشت‌هایی نسبتاً تازه اَند که طیِ سیصد‌ سال گذشته در باخترزمین پدید آمده‌اند. پس خواست من این بوده که فعالیت‌هایی را توضیح دهم که در گذشته نوعاً بر حسب این دو مفهوم فهمیده شده‌اند. بخش مهمی از چنین کاری این خواهد بود که سرنوشت دو ترم لاتینِ scientia و religio را بررسی کنیم. این دو مفهوم پیش از آنکه هستیِ‌ انضمامی و انتزاعی بیابند که بر حسب آموزه‌ها و رَویه‌ها فهمیده می‌شوند، کیفیات درونیِ فرد—یا «فضیلت‌ها»—هستند. این فرایند ابژه‌شدن پیش‌شرط ارتباط میان علم و دین است. افزون بر بررسیِ این دو ترم‌ لاتین که واژه‌های مدرنِ «علم» و «دین» از آنها ریشه گرفته، منظومه‌ی متغیری از دیگر مفهوم‌ها را نیز که نَسَب‌شان به مفهوم‌های مدرن علم و دین ربط دارد پی‌جویی می‌کنیم. «فلسفه»، «فلسفه‌ی طبیعی»، «فناوری»، «باور»، و «آموزه» از جمله‌ی این مفهوم‌ها هستند که هریک در گذشته معنایی داشته است که اکنون برای ما ناآشناست. یکی از پیشنهادهای من این خواهد بود که اگر به‌خطا معنای این اصطلاح‌ها را ثابت‌ بپنداریم، آنگاه این خطر هست که فعالیت‌های گذشته را همواره ‌نادرست تعبیر کنیم.
چالش دوم به دامنه‌ی تاریخیِ این کتاب مربوط است که از یونان باستان و مسیحیت اولیه می‌آغازد و تا اواخر سده‌ی نوزدهم می‌گسترد. این شاید بلندپروازانه به نظر آید، به‌ویژه که در پژوهش‌های دانشگاهی گرایش به تنگ‌ کردنِ دامنه‌ی تاریخیِ موضوع هست. با این حال، این دامنه‌ی تاریخی ضروری است تا اندازه‌ای به این دلیل که من می‌خواهم روایت‌های معمول درباره‌ی گذار علم در این دامنه‌ی تاریخی را به پرسش بگیریم، گذاری که طیِ آن علم با یونان باستان زاده می‌شود، در میان‌سده‌های (قرون‌وسطای) مسیحی به افول می‌گراید، با انقلاب علمی حیاتی دوباره می‌یابد، و سرانجام با تخصصی شدنِ علم در سده‌ی نوزدهم فراگیر می‌شود. همچنین، مسیحیت به‌منزله‌ی دینی تاریخی هنوز خود را با شکل‌های آغازین‌اش می‌سنجد و این نکته اهمیت توجه به آغازین دوره‌ی مسیحیت را نشان می‌دهد. با این همه، من نکوشیده‌ام تاریخ جامعی فراهم آورم که انواع ربط و نسبت‌ها میان مطالعه‌ی جهان طبیعی و مسائل گسترده‌ترِ فلسفی و دینی در مغرب‌زمین را در خود داشته باشد. بلکه کوشیده‌ام در هر دوره‌ای بر لحظه‌های مشخص‌ تاریخی تمرکز کنم. با این رهیافتِ گزینشی و مقایسه‌ای برخی از بخش‌های مهم داستان به‌ناچار از قلم می‌افتد، اما این رهیافت به ما کمک می‌کند زمان‌های متنوع در تاریخ را برانداز کرده و تغییرهای آنها را ارزیابی کنیم. این بریدگی‌ها در روایت همچنین علت‌یابی برای همه‌ی تحول‌ها را دشوار می‌گرداند، ضمن اینکه مسائلی که به علیت تاریخی مربوط می‌شوند به هر حال دشوار اند. با این حال من درباره‌ی اینکه چرا در زمان‌هایی تحول‌های بزرگ روی داده است هم نظراتی طرح خواهم کرد.
این کتاب نتیجه‌ی شماری از پروژه‌هایی است که طیِ بیست‌ سال گذشته کار کرده‌ام، این پروژه‌ها با پژوهش‌های اولیه‌ام درباره‌ی مفهوم «دین» در باخترزمین آغاز می‌شود و کارهای متأخرترم درباره‌ی چیستیِ فلسفه و علم در دوره‌های تاریخی متفاوت  و درباره‌ی ارتباط‌های تاریخی میان علم و دین را در بر می‌گیرد. ویراست‌هایی از استدلال‌هایی که پیش‌تر گفته‌ام در این کتاب تکرار می‌شود، اما کتاب نظرگاهی کاملاً جدید را درباب مسائلی که طرح شد به دست می‌دهد، به‌ویژه ازاین لحاظ که کوشیده‌ام پیوند نزدیک‌تری میان تاریخ فلسفه‌ی اخلاق و تاریخ علم برقرار کنم. درمورد درسگفتارها، گرچه اصلاحاتی در آنها انجام داده‌ام و چیزهایی بر آنها افزوده‌ام، شش فصل این کتاب با محتوای شش درسگفتار مطابقت دارد (در برخی کم‌تر و در برخی بیش‌تر). در نخستین فصل مروری فشرده بر استدلال اصلی خواهم داشت و در فصل‌های بعدی به جزئیات خواهم پرداخت. پی‌نوشت‌های فراوانی را هم به کتاب افزوده‌ام برای کسانی که منابع را دنبال می‌کنند و کسانی که تفصیل بیش‌تری می‌جویند. پی‌نوشت‌ها به من این امکان را داده که بحث‌های مبهم‌تر را بیرون از متن اصلی بگذارم و کمی سبک بیان شفاهی را حفظ کنم. در هماهنگی با آهنگ خودِ درسگفتارهایی که کتاب بر آنها استوار است، کوشیده‌ام تا صرفاً داستان را بگویم و تأملات نظریِ بغرنج را به روایت وارد نکنم. با این حال، یک پی‌گفتار بر کتاب افزوده‌ام که در آن نکته‌های مختصری درباب موضوعات نظری آورده‌ام و بررسی کرده‌ام که گزارش من چگونه با دیگر بحث‌ و نظرها درباره‌ی تاریخ مدرنیته‌ی غربی ربط می‌یابد.

http://www.press.uchicago.edu/ucp/books/book/chicago/T/bo19108877.html


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

انسان معمولی بهترین سیاست‌گذار است نه انسان خیلی مهذب

در باب فلسفه و فلسفیدن حوزویان

نظریه ای که سنگ ‏بنای نظام جمهوری اسلامی شد

درس جاودانه فاطمه در برابر استبداد دینی

موظفیم حقوق شهروندی را برای همه طیف‌ها محترم شماریم

ظلم و ریاکاری برخی از مسلمانان را به حساب اسلام نگذارید/ در مقابل زورگویان بایستید و آنان را رسوا کنید

عسرت حضرت زهرا مبنای سیاست عمومی برای گرفتارکردن مردم نبود/ سادگی زندگی فاطمه در جهت عدالت و مساوات بود

جلسه نقد و بررسی «یهودیت از لابه‌لای متون» برگزار شد

تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام منتشر شد

اقتدار دین در پالایش جامعه از انحرافات اجتماعی

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

تاریخمندی در نصوص دینی

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

پلانتینگا و عقلانیت اعتقاد دینی

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت