سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸  
۲۲ صفر ۱۴۴۱  
Tuesday 22 Oct 2019  
۱۳۹۵/۵/۳۱    ۱۸:۷     بازدید:۱۲۱۵       کد مطلب:۱۸۴۸۷          ارسال این مطلب به دیگران

مبانی اندیشه دینی » تازه های اندیشه
یاسر خوشنویس نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی یاسر خوشنویس
کتاب خداباوری و دانشمندان غربی معاصر گامی مناسب برای آشنایی با مسائل علم و دین در لبه‌های دانش معاصر غربی است و مصداقی عالی از این امر به شمار می‌رود که نویسندگانی که سعی دارند به حوزه ظریف و پرپیچ‌وخم علم و دین بپردازند، باید بر محتوای علمی مربوطه مسلط باشند....
خداباوری و در نگاهی وسیع­تر، مسائل الهیاتی از جمله موضوعاتی هستند که بسیاری از دانشمندان در رشته‌های مختلف دست کم در برهه‌ای از زندگی خود به آنها توجه نشان داده‌ و می‌دهند. اگرچه برخلاف قرون میانه، اکنون بیشتر دانشمندان تحصیلات دینی ندارند، اما درگیری آنها با چنین موضوعاتی را می‌توان در آثار حرفه‌ای، زندگی‌نامه‌ها، مصاحبه‌هایشان و کتاب‌هایی که برای عموم می‌نگارند، دنبال کرد.

دکتر مهدی گلشنی، فیزیکدان و فیلسوف علم، تا کنون آثار مختلفی را در حوزه علم و دین منتشر کرده است. آخرین اثر او با نام خداباوری و دانشمندن غربی معاصر که در سال جاری منتشر شده است، به معرفی و دسته‌بندی دیدگاه‌های مختلف فیزیکدانان و زیست‌شناسان پیشرو معاصر درباره وجود خداوند اختصاص دارد. در کنار این مبحث کلیدی، موضوعات مرتبط دیگری مانند دیدگاه‌های این دانشمندان درباره معجزات، آغاز کیهان و روح نیز مورد توجه قرار گرفته است.

کتاب دارای سه فصل است. فصول اول و سوم مستقیماً به بحثی که در عنوان کتاب آمده می‌پردازند. فصل اول با عنوان «خداباوری از منظر دانشمندان معاصر غربی» رابطه میان علم و دین را از قرن هفدهم تا کنون به اختصار مرور می‌کند و سپس، دانشمندان معاصر را از حیث دیدگاه‌شان درباره وجود خداوند در سه دسته جای می‌دهد: منکران وجود خداوند، معتقدان به وجود خداوند و کسانی که موضعی رسمی در این باره اتخاذ نمی‌کنند و این موضوع را بحثی خارج از قلمرو فعالیت علمی می‌دانند.

به سبک دیگر آثاری که از دکتر گلشنی در همین زمینه منتشر شده است، وی عمدتاً بر نقل قول‌های متعدد از دانشمندان تکیه می‌کند، به طوری که در این فصل که دارای 36 صفحه است، با بیش از 50 نقل قول مستقیم مواجه می‌شویم. این نقل قول‌ها خواننده را بی‌واسطه با دیدگاه‌های دانشمندان و برخی فلاسفه معاصر مواجه می‌کنند. نکته اخیر مزیتی کلیدی برای کتاب به شمار می‌رود؛ چراکه بخش بزرگی از آثاری که در دهه‌های اخیر درباره علم و دین به فارسی نگاشته شده‌اند، از مواجهه‌ای مستقیم با محتوای علم معاصر و دیدگاه‌های دانشمندانِ معاصر درباره مسائل دینی سرچشمه نمی‌گیرند. نویسندگان چنین آثاری که در بسیاری موارد تحصیلات رسمی یا غیررسمی چندانی در علوم معاصر ندارند، اغلب از ظن خود یار یا خصم علم جدید می‌شوند و دیدگاه‌های دانشمندان معاصر را بدون بررسی تفصیلی قبول یا رد می‌کنند. مزیت آثار دکتر گلشنی در این نکته جای دارد که گزارش وی از آراء دانشمندان معاصر هم از نظر رجوع به متون اصلی به‌روز و هم از نظر تسلط بر محتوای علمی در رشته فیزیک متقن و قابل اعتماد است. این نکته خصوصاً خود را در فصل سوم نشان می‌دهد.

فصل سوم با عنوان «اسلوب جدید برهان نظم» به یکی از جالب توجه‌ترین و فنی‌ترین استدلال‌ها به نفع وجود خداوند در سال‌های اخیر می‌پردازد. این استدلال که «استدلال تنظیم ظریف» (fine tuning) نامیده می‌شود، تنها در سه دهه اخیر مطرح شده و مورد بحث قرار گرفته است. پس از آنکه تصور می‌شد برهان نظم قوت خود را در پی نقادی فلسفی هیوم و نظریه تطور (تکامل) داروین از دست داده است، استدلال تنظیم ظریف که می‌توان آن را تقریر جدیدی از برهان نظم دانست، در اواخر قرن بیستم مطرح شد. طرح این استدلال اساساً بر پیشرفت فیزیک مدرن مبتنی است و شکل جدیدی از برهان کیهان‌شناختی به نفع وجود خداوند تلقی می‌شود.

در تقریری اولیه، استدلال تنظیم ظریف بر این مقدمه مبتنی است که ثوابت بی‌بعدِ فیزیک به نحوی مقدار یافته‌اند که به وجود آمدن حیات بشری را ممکن می‌سازند. نکته اخیر، «اصل انسانی» یا «اصل آنتروپیک» نامیده می‌شود. در گام بعد، گفته می‌شود که اصل آنتروپیک نیازمند تبیین است و یک تبیین قابل اعتنا در این باره، وجود خداوندی است که مقدار ثوابت بی‌بعد را به نحوی تنظیم کرده است که به وجود آمدن حیات بشری ممکن شده باشد. 
   
فصل سوم تقریرهای مختلفی از اصل آنتروپیک، تاریخچه بحث درباره استدلال تنظیم ظریف و همچنین دیدگاه‌های فیزیکدانان و فلاسفه‌ای را که با اتکاء به اصل آنتروپیک به نفع وجود خداوند استدلال می‌کنند، بررسی می‌کند. از سوی دیگر، برخی فیزیکدانان این ایده را مطرح کرده‌اند که جهان‌های متعددی وجود دارند که مقادیر ثوابت بی‌بعد در هر یک متفاوت است. از میان جهان‌ها، مقادیر ثوابت در جهان ما به نحوی مقدار یافته‌اند که حیات بشری ممکن شده است. بدین ترتیب، ادعا می‌شود که فرضیه جهان‌های متعدد ما را از فرض وجود خداوند بی‌نیاز می‌کند. نویسنده دیدگاه‌های مختلف مدافعان فرضیه اخیر را بررسی و قدرت تبیینی آن را با فرضیه وجود خداوند مقایسه می‌کند. و همچنین، به این نکته می‌پردازد که در صورتی که جهان‌های متعددی وجود داشته باشند، آیا وجود آنها خود نیازمند تبیین نیست و آیا این نکته خود نمی‌تواند بار دیگر مقدمه استدلالی به نفع وجود خداوند قرار گیرد.

بدین ترتیب، بحثی فتی و دقیق در فصل سوم مطرح می‌شود که در ادبیات تألیف‌شده به زبان فارسی بدیع است. تسلط دکتر گلشنی بر فیزیک معاصر می‌تواند خیال خواننده را درباره دقت فنی بحث و در نیفتادن نویسنده یا مخاطب در دام تقریری عامیانه از مسائل فنی فیزیکی راحت کند. علاوه بر این، تنوع دیدگاه‌هایی که مجدداً با نقل قول‌های مستقیم و ارجاع‌دهی‌های دقیق مطرح می‌شوند، می‌تواند زنده بودن بحث بر سر استدلال تنظیم ظریف را به خوبی به مخاطب نشان دهد. در اینجا با یکی از جالب توجه‌ترین نمونه‌های روابط متغیر و متنوع علم و دین مواجهیم: استدلالی که زمانی تصور می‌شد، فاقد اهمیت نظری است و تنها باید در کتاب‌های تاریخ فلسفه به آن پرداخت، به واسطه پیشرفت فیزیک مدرن به شکلی دیگر احیاء شد و اکنون به یکی از استدلال‌های قابل اعتنا به نفع وجود خداوند بدل شده است.

فصل دوم کتاب با عنوان «علم جدید و بعضی چالش‌ها در برابر ادیان توحیدی» تا اندازه‌ای با محتوای فصول اول و سوم فاصله دارد و همچنانکه از عنوان آن بر می‌آید، واکنش دانشمندان معاصر را درباره برخی از مسائلی که سنتاً در الهیات بررسی می‌شده‌اند، می‌کاود. این مسائل عبارت‌اند از: وجودِ روح یا نفس، مسئله آغاز جهان (حدوث و قدم) و مسئله معجزات و نسبت آنها با قوانین طبیعت. هر یک از این مسائل خود می‌توانند موضوع یک کتاب مستقل باشند، اما نویسنده با اختصار زیاد به آنها پرداخته و در مورد هریک، مواضع موجود را دسته‌بندی کرده است. برخلاف فصل اول و سوم، در این فصل آراء یکی از متفکران مسلمان یعنی شهید مرتضی مطهری نیز مورد بررسی قرار گرفته است. مرحوم مطهری در دهه‌های 1340 و 1350 از پیشگامان مواجهه با چالش‌های علم جدید برای متدینان بود و آثار وی اگرچه از بررسی فنی محتوای علم جدید بهره نمی‌برند، اما از دقت فلسفی و کلامی قابل توجهی برخوردارند. نویسنده در این فصل، همزمان با بررسی دیدگاه‌های داشنمندان معاصر درباره موضوعات مذکور، آراء مرحوم مطهری را نیز به اختصار ذکر و بررسی کرده است.

همچنانکه ذکر شد، مزیت‌های اصلی کتاب دقت در طرح بحث از نظر محتوای علمی و همچنین به‌روز بودن دیدگاه‌های مطرح‌شده هستند. اما در مقابل، ضعف اصلی کتاب را می‌توان اختصار بیش از حد آن دانست که به نوعی تعجیل در طرح و بحث مطالب نزدیک می‌شود. نویسنده در هر مبحث، دیدگاه‌ها را به خوبی دسته‌بندی کرده، اما هر موضع را به دقت نشکافته و به تفصیل به آنها نپرداخته است. در نتیجه، گزارش وی از هر موضع بر نقل قول‌های متعدد از دانشمندان و فلاسفه معاصر مبتنی است، بدون آنکه این دیدگا‌ها به اندازه کافی تحلیل و تفسیر شوند. تنها در مواردی که بحث حالتی دیالکتیک و مناظره‌ای به خود می‌گیرد، نویسنده برخی دیدگاه‌ها را در مقام پاسخ‌دهی می‌شکافد. این ویژگی را بیش از همه در فصل دوم می‌توان دید. حتی در فصل سوم که به استدلال تنظیم ظریف و اصل آنتروپیک اختصاص دارد، اصل مذکور با دقت کافی مطرح نمی‌شود. برای مثال، در حالی که نویسنده تسلط نظری کافی بر موضوع دارد، به اندازه کافی توضیح داده نمی‌شود که مقادیر بالفعل کدام یک از ثوابت بی‌بعد حیات بشری را ممکن ساخته و چه میزان تغییر در آنها می‌توانست حیات را غیرممکن سازد.

در بیانی مختصر، می‌توان گفت که نویسنده شیوه‌ بیانی «تلگرافی» را اتخاذ کرده است: موضوعات و مواضع موجود درباره آنها در کوتاه‌ترین جملات بیان می‌شوند و بارِ بحث بیشتر بر عهده نقل قول مستقیم است تا بر تبیین و تحلیل. این شیوه بیان باعث شده است که کتاب برای مخاطبانی که آشنایی قبلی با مباحث مطرح‌شده نداشته باشند، تا حدی گنگ و مبهم به نظر آید. اگرچه خواننده سخت‌کوش می‌تواند بحث را از منابع متعدد و به‌روزِ ذکرشده پیگیری کند، اما نویسنده می‌توانست بحث دقیق و عالی خود را با قدری تدقیق و تحلیل بیشتر به متنی خودبسنده‌تر بدل کند.

در مجموع، می‌توان گفت که کتاب خداباوری و دانشمندان غربی معاصر گامی مناسب برای آشنایی با مسائل علم و دین در لبه‌های دانش معاصر غربی است و مصداقی عالی از این امر به شمار می‌رود که نویسندگانی که سعی دارند به حوزه ظریف و پرپیچ‌وخم علم و دین بپردازند، باید بر محتوای علمی مربوطه مسلط باشند. اما شیوه بیان تلگرافی مانع از آن شده که این کتاب به اثری تاریخ‌ساز و منحصربه‌فرد به زبان فارسی در این حوزه تبدیل گردد.   

:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

تحلیل و بررسی تاثیر افکار اقتصادی و اجتماعی متفکران غربی بر ذهنیت رهبران مشروطه

چرا به اینجا رسیدیم؟

سطح توسعه انسانی در کشورهای اسلامی

پارادوکس نسبت ملیت، دین و تجدد

ادوار فقهی امام

انتشار کتاب فلسفه سياسي و روش شناسي با تأکيد بر جماعت گرايي و سازه انگاري

مکتب اعتراض به استبداد مذهبی تا قیامت با نام و یاد امام حسین(ع) بالنده و پاینده است

اشرافی گری، استبداد و فاصله طبقاتی زمینه قیام عاشورا

نويد رهايي و آزادي

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

تاریخمندی در نصوص دینی

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

پلانتینگا و عقلانیت اعتقاد دینی

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر