پنج شنبه ۲ مهر ۱۳۹۹  
۶ صفر ۱۴۴۲  
Thursday 24 Sep 2020  
۱۳۹۵/۵/۱۰    ۱۷:۳۶     بازدید:۵۱۳       کد مطلب:۱۸۴۸۶          ارسال این مطلب به دیگران

مبانی اندیشه دینی » تازه های اندیشه
مصاحبه‌کنندگان: آنا اَلوی و آلیا هوبش / مصاحبه با پروفسور آنگلیکا نویویرت یاسر خوشنویس
پروفسور آنگلیکا نویویرت اشاره می‌کند که این ادعا که اسلام فاقد نوعی روشنگری است، کلیشه‌ای قدیمی است و...
اشاره
در این مصاحبه، پروفسور آنگلیکا نویویرت اشاره می‌کند که این ادعا که اسلام فاقد نوعی روشنگری است، کلیشه‌ای قدیمی است و مباهات به دوره روشنگری است که کماکان باعث می‌شود افراد باور داشته باشند فرهنگ غربی برتر از اسلام است.
نگاهی جدید به قرآن: از سال 2007، آنگلیکا نویویرت مدیر پروژۀ تحقیقاتی «مطالعات قرآنی» در فرهنگستان علوم برلین-راندنبورگ بوده است، محلی که متخصصان در مطالعات اسلامی با یکدیگر همکاری می‌کنند تا نسخه جامعی از قرآن را فراهم آورند که بر تفسیر آن در سیاقی تاریخی تمرکز دارد.
 
درباره آنگلیکا نویویرت
پروفسور آنگلیکا نویویرت در رشته‌های مطالعات عربی، مطالعات یهودی و لغت‌شناسی کلاسیک در دانشگاه آزاد برلین، تهران، گوتینگن، بیت‌المقدس و مونیخ تحصیل کرد. پس از فراعت از تحصیل، از سال 1977 تا 1983 استاد مهمان دانشگاه اردن در عمان بود. وی بین سال‌های 1994 تا 1999، رئیس موسسه شرق‌شناسیِ انجمن شرق‌شناسی آلمان در بیروت و استانبول بود و اکنون استاد دانشگاه آزاد برلین است. تمرکز اصلی تحقیقات وی قرآن و تفاسیر آن، ادبیات مدرن عرب در منطقه مدیترانه، شعر فلسطینی و ادبیات منازعات فلسطین و اسرائیل است. در ژوئن 2013، وی جایزه زیگموند فروید در نثر دانشگاهی را برای تحقیقات قرآنی‌اش به خود اختصاص داد.
 
 
آلوی و هوبش: پروفسور، کتاب شما با عنوان قرآن در مقام یک متن باستانی متأخر بیش از 800 صفحه است. در این کتاب، تلاش کرده‌اید راهی اروپایی به کتاب مقدس مسلمانان بگشایید. مقصودتان از چشم‌انداز «اروپایی» به قرآن دقیقاً چیست؟
نویویرت: این کتاب خود مقصود مرا توضیح می‌دهد. تلاش می‌کنم این نکته را نشان دهم که هنگامی که فردی قرآن را به نحوی تاریخی می‌خواند، با همان سنتی مواجه می‌شود که اروپایی‌ها در فرهنگ‌شان بنیادین می‌دانند. قرآن همچون نوعی بیانیه است، به عبارت دیگر، پیامی برای مردم است که در آن زمان هنوز مسلمان نبودند. دست آخر، آنها تنها از طریق همین بیانیه مسلمان شدند. این چشم‌انداز نشان می‌دهد که پیش از قرآن، مسائل مشابهی در شبه‌جزیره عربستان و جهان باستانِ اطراف آن مورد بحث بودند، مسائلی که بعدها به نحوی بنیان اروپا تلقی شدند. به بیان دیگر، همه ما ماجرای تکوینی مشابهی را پشت سر گذاشته‌ایم، چیزی که تنها تحولات تاریخی بعدی آن را محو کرده است. 
 
آلوی و هوبش: بنابراین، مسئله اصلی یافتن راهی «اروپایی» به قرآن نیست، بلکه بیشتر یافتن عناصر مشترک باستانی متأخر یا تأثیر دوره باستان است، یا این نکته که به اصطلاح «شرق» می‌تواند ادعا کند که این عناصر انحصاراً به شرقیان تعلق دارند.
نویویرت: واقعیت این است که آنها چنین ادعایی دارند. از سویی در شرق یا به عبارت دیگر، در تلقی جاافتادۀ اسلام از خودش، پیشفرض این است که اسلام از همان خاستگاه‌های خود به نحوی بنیادین با فرهنگ اطرافش تفاوت داشت و امری کاملاً جدید برای جهان بود. پیش از اسلام، عصر جاهلیت بود، دوره‌ای که ارزش کمی دارد و در واقع شایسته توجه چندانی نیست.  
از سوی دیگر در غرب نیز، اسلام چیزی کاملاً متفاوت دیده می‌شود، چیزی که به فرهنگ غربی تعلق ندارد. نشانه‌هایی باستانی درباره آنچه مقوم «تفاوت» است، وجود دارد. این نشانه‌ها در جهان امروز کارایی ندارند، اما به دلیل جابجایی‌های پیشین در قدرت یا در توازن قوا پدید آمده‌اند.
 
آلوی و هوبش: بنابراین، این امر را که اسلام هنوز به نوعی روشنگری نیاز دارد یا اینکه عقل و علم با ایمان در تعارض‌اند را رد می‌کنید؟
نویویرت: این ادعا که اسلام فاقد نوعی روشنگری است، یک کلیشه قدیمی است. مباهات به روشنگری - اگرچه به نحوی از انحاء فروکش کرده - کماکان موجب می‌شود افراد باور داشته باشند که فرهنگ غربی برتر از اسلام است.
هرگز یک جنبش سکولاریسم فراگیر در تاریخ اسلام شکل نگرفته است، به این دلیل ساده که امر مقدس و امر عرفی از پیش در اسلام همزیستی داشته‌اند. علاوه بر این، عدم توازن قوا میان شرق و غرب همواره به شکل امروزی‌اش نبوده است. برای مدتی بسیار طولانی، فرهنگ معرفتی اسلام بسیار برتر از معادلش در غرب یا در دیگر فرهنگ‌های جهان اسلام بود. وضعیت مذکور نتیجه این واقعیت بود که فرهنگ اسلامی از حیث رسانه پیشرفته‌تر بود. برای مثال، کاغذ از قرن هشتم میلادی در جهان اسلام تولید می‌شد. تولید کاغذ به نوبه خود انتشار مقادیر زیادی از متون را ممکن ساخت، امری که قطعاً در غربِ آن روز ممکن نبود. بدون شک، متون عربی در این دوره بیش از 100 بار بیشتر از متون غربی دست به دست می‌شدند. تا قرن پانزدهم، مردم در غرب بر پوست حیوانات متکی بودند، کالایی که بسیار گران و سخت‌یاب بود.
 
آلوی و هوبش: قرآن چه تصویری از زنان و انسان‌ها ترسیم می‌کند؟
نویویرت: البته قرآن اثری مرجع برای رفتار اجتماعی نیست. بسیاری تصور می‌کنند که تمامی قواعد اسلام را می‌توان در قرآن یافت. اما هدف از قرآن این نیست. قرآن بیانیه‌ای برای مردمی است که با دیگر قواعد آشنا بودند و تمایل داشتند این قواعد را زیر سؤال برند. قرآن مباحثاتی را دربارۀ قواعد مختلف برجسته می‌کند. این واقعیت که تعداد نسبتاً کمی از دستورهای حقوقی بعداً در یک نظام کنار هم آمدند و بخشی از چهارچوب قواعد اسلام یعنی شریعت را ساختند، موضوعی به کلی متفاوت است.
ادبیات بعدی دربارۀ حقوق همان وضعیتی را که قرآن ترسیم می‌کند، معکس نمی‌کنند. این نکته خصوصاً در مورد تصویر زنان در قرآن آشکار است، تصویری که کاملاً با تصویر زنان در حقوق اسلام تفاوت دارد. در این مورد، قرآن گامی انقلابی را به پیش برمی‌دارد: قرآن زنان را در پیشگاه خداوند هم‌سطح مردان قرار می‌دهد. این امر به درستی در دورۀ مذکور منحصربه‌فرد بود. هر دو جنس در روز قیامت به یک شیوه مورد قضاوت قرار خواهند گرفت. این نکته ممکن است امروز بی‌اهمیت به نظر رسد، اما چنین نیست. در زمان مورد بحث، تساوی جنیستی میان زنان و مردان کاملاً غیر قابل تصور بود. حتی مباحثاتی در این خصوص در میان بود که آیا اساساً زنان نفس دارند یا خیر. تصور می‌شد که زنان بسیار دمدمی‌مزاج‌اند و شأن حقوقی آنها در بسیاری از جوامع پیش از اسلام به نحوی غیر قابل باور نامطلوب بود. قرآن همچنین زنان را از جنبه‌های عرفی مهمی هم‌شأن مردان قرار داد. آنها حقوقی به دست آوردند و حتی مستحق ارث دانسته شدند. به عبارت دیگر، زنان پیش‌تر از نظر حقوقی فاقد صلاحیت تلقی می‌شدند.
 
آلوی و هوبش: نوید کرمانی در کتاب خداوند زیباست از بعد زیبایی‌شناخی قرآن صحبت می‌کند. این بعد زیبایی‌شناختی چیست؟
نویویرت: اگر کسی قرآن را به عنوان نوعی رسانه اطلاعاتی بخواند و تفسیر کند، همچنانکه محققان قرآنی معاصر چنین می‌کنند، حق مطلب را درباره قرآن ادا نخواهد کرد. قرآن به شدت شاعرانه است و طیف وسیعی از پیام‌ها را در سطحی معناشناختی بیان می‌کند که به کلی صریح نیستند و با نوعی ایهام همراه‌اند. قرآن این پیام‌ها را از طریق ساختارهای شاعرانه مطرح می‌کند، اگر چنین نبود، قرآن اینچنین زنده نمی‌ماند. آنچه قرآن را منحصربه‌فرد می‌کند، پیچیدگی و چندلایه بودن آن است، این نکته که قرآن در سطوح مختلفی صحبت می‌کند. از یک سو، این بیان جذابیت زیبایی‌شناختی بسیاری دارد. با این حال؛ قرآن همچنین از حیث بلاغی و قدرت اقناعی بسیار جذاب است.
در حالی که می‌توان صرف اطلاعات قرآن را در یک مقاله کوتاه خلاصه کرد، اثر چنین مقاله‌ای با قرآن یکسان نخواهد بود. قرآن واقعاً از نظر زبانی مسحورکننده است. زبان خود در قرآن به عنوان موهبتی والا که انسان از خداوند دریافت کرده، ستایش شده است. طبیعتاً این امر به معرفت مرتبط است. زبان رسانۀ معرفت است. به همین دلیل است که هرگز نباید با بی‌توجهی، فرهنگ اسلامی را به مخالفت با معرفت متهم کرد. کل قرآن به نحوی بنیادین معرفت را می‌ستاید، معرفتی که از طریق سخن صورتبندی شده است.
 
آلوی و هوبش: چه شباهت‌هایی میان قرآن و متون دینی یهودی و مسیحی وجود دارد؟ آنچه قرآن را متمایز می‌کند یا جنبه‌های جدید قرآن چیست؟
نویویرت: قرآن باید چیز جدیدی به همراه آورده باشد. دست آخر، قرآن چند صد سال پس از آخرین متن مقدس قبلی به جهان آمد، یعنی حدود 500 سال پس از عهد جدید. از یک سو، معتقدم که تأکید قرآن بر معرفت بخشی بسیار مهم از زندگی بشری و همچنین زندگی مذهبی انسان است. برای مثال، این موضوع در عهد جدید اهمیت ندارد. عهد جدید همانند تورات یا عهد قدیم یا به عبارت دیگر، انجیل عبری بر امور دیگری تمرکز دارد. 
تمرکز بر معرفت بدون شک امر جدیدی بود که سابقه نداشت. این امر با تکوین قرآن در دورۀ باستانی متأخر مرتبط بود، زمانی که مردم تمایل داشتند از حیث معرفت برتری یابند. علاوه بر این، جنبه بدیع دیگر قران جهانشمول بودن پیام آن است، پیامی که به همۀ مردم فرستاده می‌شود، نقش مهمی در قرآن ایفا می‌کند.
از سوی دیگر، جای زیادی در قرآن برای این دیدگاهِ یهودی که یهودیان قوم برگزیده خداوندند، وجود ندارد. ندای قرآن گزینش‌هایی از این دست را رد می‌کند، بلکه، انسان‌ها به عنوان یک کل جای یک گروه کوچک برگزیده را می‌گیرند. قرآن همچنین برگزیده شدن مسیحیان را که خود را جای یهودیان می‌نشاندند، رد می‌کند. برگزیدگانی وجود ندارند، تنها بشریت به عنوان یک کل در میان است. انسانی‌هایی که از الگوهای خاصی پیروی می‌کنند، اما نمی‌توانند به هیچ نوع مزیتی به عنوان قوم برگزیده یا آنچنانکه یهودیان به ابراهیم یا مسیحیان به مسیح استناد می‌کردند، متوسل شوند. چنین توسل‌هایی هنگامی که در پیشگاه خداوند قرار گرفته‌اید، کمکی نمی‌کنند. بلکه هر کس مسئول خویش است و باید اعمال خود را توجیه کند.
 
آلوی و هوبش: به عبارت دیگر، هر کس می‌تواند رابطه شخصی خود را با خداوند بسازد بدون آنکه نیازی به نوعی واسطه داشته باشد؟  
نویویرت: بله، می‌توانید موضوع را اینطور بیان کنید. اگرچه خودِ قرآن تا حدی نوعی واسطه است، رسانه‌ای که رسیدن به چنین وضعیتی را تسهیل می‌کند. با انجام اوامر دینی و مهم‌تر از همه نماز خواندن و قرائت قرآن دری به روی مومنان گشوده می‌شود که به روی دیگران گشوده نیست. با این حال، این مسیر یک درِ آیینیِ زبانی است، اما مزیتی نیست که برای فردی مفروض باشد یا بر رویه یا شکلی از رستگاری [مانند مسیحیت] مبتنی باشد.
 


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

سلوک علمی آیت الله العظمی صانعی

حق انتقاد دینی از منظر قرآن و سنت

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(2)

تحلیلی از ماهیت حکومت از منظر دینی(1)

پیامدهای جدایی مردم از حکومت در کلمات امیر المومنین (ع)

رابطه حقوق و سلامت جامعه با تکیه بر نهج‌البلاغه

بازخوانی نظام کیفری شرعی در پرتو قاعده درء

استقلال عقل در رهایی از دوزخ؛ آری یا خیر

فقه موجود از اصل عدالت اجتماعی غافل است

علمای حوزوی و دانشگاهی «اخلاق در حوزه عمومی» را جدی بگیرند

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

تاریخمندی در نصوص دینی

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

سیزدهمین نشست علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت