سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸  
۲۲ صفر ۱۴۴۱  
Tuesday 22 Oct 2019  
۱۳۹۵/۴/۲۴    ۱۷:۲۳     بازدید:۵۳۲       کد مطلب:۱۸۴۸۳          ارسال این مطلب به دیگران

مبانی اندیشه دینی » تازه های اندیشه
حمیدرضا شریعتمداری تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر حمیدرضا شریعتمداری
در حال حاضر در خصوص سلفیان و وهابیان و نسبت آنها با داعش و دیگر گروه های تکفیری ، خلط هایی صورت می گیرد که این بحث به بهانه ی کتابی تازه انتشاریافته از سوی وهابیان با عنوان ...
در حال حاضر در خصوص سلفیان و وهابیان و نسبت آنها با داعش و دیگر گروه های تکفیری ، خلط هایی صورت می گیرد که این بحث به بهانه ی کتابی تازه انتشاریافته از سوی وهابیان در نفی مواضع و عملکردهای داعش با تکیه بر صریح سخنان ابن تیمیه[2]، در پی رفع این خلط ها، فارغ از ابعاد و داده های سیاسی است. این خلط ها عبارتند از:
1.      خلاصه کردن اهل سنت در اهل حدیث و سلفیان یا اعطای نمایندگی مطلق اهل سنت به وهابیت:
  برخی افراطیون جدل گرا در میان شیعه، آگاهانه یا ناآگاهانه مواضع وهابیان را به همه اهل سنت سرایت می دهند و چنین می پندارند یا وانمود می کنند که طرف اصلی ما در میان اهل سنت فقط وهابیان هستند و اقلیت بودن ایشان در میان اهل سنت و جبهه بندی های سنگین اهل سنت ، به ویژه اشعریان و صوفیان در قبال آنها را نادیده می گیرند؛ دقیقاً همان چیزی که وهابیان می خواهند، یعنی اینکه آنها تنها نماینده سلف و اهل سنت و جماعت هستند!
       حال آنکه ما می دانیم که اهل سنت متشکل از چندین مذهب کلامی و فقهی است که یکی از آنها اهل حدیث و حنبلیان هستند که تازه، همین مذهب نیز چنانچه در بند بعدی خواهیم گفت اعم از سلفیان هستند! اهل سنت در گذشته شامل مذاهبی چون معتزله، طحاویه و ظاهریه هم می شد و امروزه اکثریت آن را باورمندان به اشاعره و ماتریدیه تشکیل می دهند که به ترتیب در شافعیان(و مالکیان) و حنفیان، جریان غالب هستند.
2.      یکی گرفتن اهل حدیث و سلفیان:
    بی تردید، سلفی گری در بستر اهل حدیث شکل گرفته، اما نمی توان سلفیان را مولود طبیعی اهل حدیث دانست. اهل حدیث، اعم از متقدمانی چون امام مالک وسفیان ثوری با گرایش کمتر به رأی و به دور از فقه و قضاء و متأخرانشان در قرن سوم، از قبیل احمد بن حنبل که همه چیز را در حدیث می جستند و داعیه دار فقه، قضاء و تفسیر هم بودند، را با ویژگی هایی چون نص گرایی در برابر عقلگرایی، حدیث گرایی به معنای باور به "السنة قاضیة علی الکتاب" و ظاهرگرایی به معنای نفی هر نوع تأویل ( دست کشیدن از ظهورات لفظی) می شناسیم.
    اما سلفی گری علاوه بر باورهای فوق (البته با تأکید و تشدید بیشتر بر آنها)، جایگاه ویژه ای برای سلف به معنای اصحاب پیامبر اکرم(ص) و تابعان ایشان( و احیانا تابعانِ تابعان) در نقل، فهم و عمل، قائل هستند، از داوری در خصوص منازعات صدر اسلام پرهیز می کنند و همه سلف را تطهیر و تبرئه می کنند و این تنزیه را تا جایی ادامه می دهند که موسوم به طرفداری از عثمانیه و امویان شده اند و برخلاف عامه ی اهل حدیث ، به منازعه و مجادله مذهبی اهتمام خاصی دارند و در مبارزه با اهل بدعت، زیارت، توسل، مزارات و.. پیشگام و فعال هستند.
    ما گرچه می توانیم از قرن چهارم تا ظهور ابن تیمیه در قرون هفتم وهشتم، نام های شناخته شده ای از واجدان ویژگی های سلفی را نشان دهیم که به مذاهب فقهی مختلفی منتسب هستند و البته در میان حنابله، فراوانی بیشتری دارند[3]، اما باید دانست که اینان اقلیتی از اهل حدیث را تشکیل می دهند و نیز تحکیم این گرایش با مجموعه ی آثار و فعالیت های ابن تیمیه صورت گرفته است و چه بسا بتوان گفت که برای اولین بار، این ابن تیمیه بود که تعبیر "الطریق السلفیة" را به کار برد. با این همه و به رغم  همدلی کسانی چون ابن قیم الجوزیه و ابن کثیر دمشقی، سلفی گری از قرن سیزدهم به بعد به دست کسانی چون محمد بن عبدالوهاب (1206 ق)در نجد وحجاز، ابن الامیر صنعانی(د. 1186 ق ) در یمن، شاه ولی الله دهلوی(د. 1176 ق) در شبه قاره  و رشیدرضا (د. 1354 ق)در مصر رونق یافت!
3.    محدود کردن سلفیان به وهابیت:   
   همه سلفی ها وهابی و وفادار به افکار جامعة ام القری و دیگر مراکز علمی و تبلیغی عربستان سعودی نیستند؛ مثل جریان ناصرالدین البانی در شام؛ جریانی که با حاکمیت آل سعود پیوند تاریخی و ناگسستنی دارد صرفاً همین وهابیان هستند؛ و البته باید توجه داشت که همه آل سعود به وهابیت ملتزم نیستند، همانطور که نمی توان ونباید همه شهروندان عربستان را وهابی یا سلفی به معنای دقیق کلمه دانست؛
      4. یکی گرفتن وهابیان(و سلفیان) و تکفیریان:
   همانطور که هر حدیث گرایی را سلفی نمی دانیم، سلفی گری(یا وهابی بودن) را با تکفیری بودن برابر نمی دانیم. توضیح آنکه در مقام نظر،باب تکفیر اهل قبله را در اهل سنت، سلفی ها و در زمانه ی ما وهابیان گشودند وهمین ها بودند که رسالت اصلی خود را مبارزه تند با هرآنچه در نظر خودشان، بدعت و شرک اکبر بود دانستند و نیز همین ها بودند که در آغاز شکل گیری شان و پیش از تثبیت در قالب یک حکومت فراگیر، بر همین منوال تکفیرگرایان امروزی عمل کردند، اما برای تکفیرگرایی معاصر، فراتر از بسترهایی که سلفی ها و وهابی ها فراهم کردند باید خاستگاه های دیگری را جست. اساساً از منظر تبارشناسی، می توانیم ریشه و پیشینه تکفیری ها را در نوع خاصی از سلفی گری بیابیم که ریشه روشنی در وهابیت و عربستان ندارد.
   پیش از هر بحث دیگری، باید بین سه مقوله کفر، تکفیر و تکفیرگرایی تفکیک قائل شویم. کفر و ایمان از قدیم ترین مباحث کلامی است که فروع مختلفی را شامل می شود که تحت عنوان اسماء و احکام از دیرباز مورد توجه اهل نظر بوده، هسته اصلی نظریات کلامی خوارج، معتزله و مرجئه را  شکل داد. اگر بحث کفر و ایمان، دقیق، دشواریاب و خطیر است حکم به تکفیر به مراتب، سخت تر و مخاطره آمیزتر است. آنچه در ذیل نواقض الایمان  یا مسوِّغات الکفر مطرح می شود حداکثر، کفر یک قول یا کفرآمیز بودن یک فعل را می رساند، اما انتقال به مرحله ی تکفیر گوینده یا کننده نیازمند شروط دیگری است، مثل عدم تأویل. کتاب فیصل التفرقه از ابوحامد غزالی نمونه ی ارزشمندی برای تمییز میان کفر و تکفیر و نیز انواع تأویلاتی است که می تواند نجات بخش یک اهل قبله از تکفیر باشد.
       گذشته از تکفیر المتأول، آنچه بسیار بحث برانگیز است، تکفیر المعین است، یعنی حتی اگر کسی جسارت به خرج دهد و یک مذهب را تکفیر کند باز، این مجوز تکفیر آحاد پیروان آن مذهب خاص باشد. در سال های اخیر، سلفیان کتاب های فراوانی را تأ لیف کرده اند که خطیر بودن تکفیر و خطورت بیشتر تکفیر المتأول و تکفیر المعین را نشان دهند؛ از این قبیل است: التکفیر مفهومه وضوابطه احکامه  از زمل العطیف(چاپ ریاض، 2010 م)، ضوابط تکفیر المعین عند شیخی الاسلام، ابن تیمیه و ابن عبدالوهاب از ابوالعلاء(چاپ ریاض، 2008 م)، التقریر فی حکم و خطورة التکفیر و التفجیر از ابوالخیل(چاپ ریاض، 2008 م) و التحذیر من فتنة التکفیر از البانی با تقریظ بن باز(چاپ ریاض، 1998 م).
   اما تکفیرگرایی دارای شاخصه هایی است که آن را  از همه مذاهب اسلامی شناخته شده، حتی از سلفی هایی که همّ خود را مصروف به تکفیر و تبدیع کردند متمایز می سازد. تنها مذهبی که می تواند سلف تکفیریان تلقی شود خوارج هستند. همه منابع اهل سنت، به ویژه سلفی ها در اینکه نخستین جریان تکفیری یا تکفیرگرای جهان اسلام، خوارج است همداستانند.
 شاخصه های تکفیریان: تکفیر مرتکبان گناه کبیره، تگفیر حاکمانِ حکومت های عرفی و غیر دینی یا غیر پایبند به احکام شرع، تگفیر رعایا و شهروندان این حکومت ها و سرزمین ها، تکفیر عالمان اسلامی به دلیل پرهیز از تکفیر سه گروه پیشین، تکفیر هر که به آنها نپیوندد و با رهبرشان بیعت نکند، تکفیر هر که به اجماع معتقد است، اینکه قرون اسلامی بعد از قرن چهارم روزگاران کفر و جاهلیت است، قول صحابی حجت نیست، هرچند از خلفای راشدین باشد، هر مسلمانی باید  احکام شرع را بی واسطه از ادله و منابع شرعی بگیرد و معتقد به تقلید، کافر است، همه جوامع کنونی، اعم از اسلامی و غیراسلامی، جوامع جاهلی هستند، اقوال علما اعتبار خاصی ندارد و ...
به همه این موارد باید عملکرد خشن تکفیریان در تطبیق نظرگاه های خاصشان ، به ویژه تکفیر و عقوبت های آن  بدون طی مراحل قانونی و شرعی را باید افزود .
تبارشناسی تکفیریان :
جریان های تکفیری هم از لحاظ مبانی اصلی شان و هم از لحاظ ریشه یابی سازمانی، به مصر برمی گردند. زمانی که حسن البناء و همفکرانش اخوان المسلمین را پایه گذاری کردند و شور سیاسی و انقلابی را در جوانان و تحصیلکرده های مصری دمیدند و آنگاه که سید قطب الهجرة و الجهاد را نوشت و  نظریه جاهلیت جدید را مطرح کرد و به لزوم جهاد برای احیای اسلام و تبدیل جامعه جاهلی به جامعه راستین و تلاش برای استقرار حاکمیت خدا در زمین فراخواند، هیچگاه تصور نمی کردند که برخی از جوانان شتابزده و پرشور با چه سرعت و حدّتی به تطبیق برداشت های شتابزده شان از آن تعالیم بپردازند!
حتی علی عبده اسماعیل گه جماعة المسلمین را پایه گذاری و به انعزال از جامعه و هجرت برای حفظ ایمان تشکیلاتی دعوت کرد تحت تاثیر تعالیم روشنگرانه رهبران اخوان از جماعت فاصله گرفت از سوی شکری مصطفی که به نظرش مرحله استضعاف تمام شده و مرحله قوت جنبش فرا رسیده تکفیر شد. بعدها الجماعة الاسلامیه به رهبری عصام الدین و جماعة التحریر الاسلامیه به رهبری تقی الدین النبهانی و سرانجام جماعة الجهاد به رهبری عبدالسلام فرج و اثرش  بروز و ظهور یافتند. عبدالسلام فرج کتاب  معروف الفریضة الغائبه را با اشاره به جهاد نوشت. همین جریان ها و رویکردها در دهه های اخیر، آنگاه که از استبداد و عقب ماندگی های سرزمین های اسلامی و وادادگی آنها در قبال قدرت های بزرگ و استعماری و نیز صهیونیست های اشغالگر فلسطین به ستوه آمدند و آنگاه که از اجرا و تطبیق احکام اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی به سبک سلفی ناامید شدند گزینه خشونت کور را برگزیدند و یکی پس از دیگری ، القاعده، طالبان، جبهة النصره و داعش را به وجود آوردند و سرخوردگی جوانان سلفی، کوتاهی مدارس اسلامی و نهادهای دینی در تعلیم و اقدام ، ظلم وتحقیرهای قدرت های بزرگ و ناکارآمدی حاکمان کشورهای اسلامی بزرگترین سرمایه این گروه های در آغاز، جهادی و سرانجام، تکفیری گردید.
  
 
[1]. دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب
[2]. ا الامام ابن تیمیه یردّ علی  داعش، اثر ابوالحارث عبدالله بن فتحی اتلکیفی، چاپ ریاض، ذوالقعده 1436. ، نویسنده در این کتاب، یکصد مسئله  مورد ابتلا را  که ناظر به مواضع و عملکرد داعشیان است برگزیده و پاسخ آنها را در آثار ابن تیمیه جسته و در این کتاب گردآورده است. اغازین مسئله اش مربوط به حگم شیعه امامی یا همان اثناعشریه و در تعبیر مخالفان، روافض می باشد. که وی نظر ابن تیمیه را چنین تلخیص می کند: اینان سخنان و رفتارهایی کفرآمیز دارند، ولی به آحاد ایشان نمی توان نسبت کفر داد، مگر با احراز شروط مقرر و نبودِ موانع. .
[3] . مثل بربهاری حنبلی (د. 329ق)، ابن ابی زید قیروانی، معروف به مالک صغیر(د. 364ق)، ابن خزیمه شافعی(د. 311ق)، حسین بن مسعود بغوی شافعی، معروف به فراء و محیی السنه(د. 516 ق) و قاضی ابوبکر مالکی(ابن عربی)، صاحب العواصم من القواصم(د. 534)


:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

تحلیل و بررسی تاثیر افکار اقتصادی و اجتماعی متفکران غربی بر ذهنیت رهبران مشروطه

چرا به اینجا رسیدیم؟

سطح توسعه انسانی در کشورهای اسلامی

پارادوکس نسبت ملیت، دین و تجدد

ادوار فقهی امام

انتشار کتاب فلسفه سياسي و روش شناسي با تأکيد بر جماعت گرايي و سازه انگاري

مکتب اعتراض به استبداد مذهبی تا قیامت با نام و یاد امام حسین(ع) بالنده و پاینده است

اشرافی گری، استبداد و فاصله طبقاتی زمینه قیام عاشورا

نويد رهايي و آزادي

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

تاریخمندی در نصوص دینی

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

پلانتینگا و عقلانیت اعتقاد دینی

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت