دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹  
۱۲ شعبان ۱۴۴۱  
Monday 6 Apr 2020  
۱۳۹۵/۳/۲۲    ۲۲:۳۷     بازدید:۳۸۷       کد مطلب:۱۸۴۶۷          ارسال این مطلب به دیگران

مبانی اندیشه دینی » تازه های اندیشه
نقش ویژه‌ی اسلام در هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز - ترنس لووات، روبرت کراتی آشتی‌دادنِ اسلام، مسیحیت و یهودیت روح الله رمضانی
Reconciling Islam, Christianity and Judaism Islam’s Special Role in Restoring Convivencia Lovat, Terence, Crotty, Robert
نسبت ادیان ابراهیمی موضوعی ست که، در پی چالش‌های مربوط به ادیان در جهان معاصر، هرچه بیش‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد. این کتاب هم که نشر اسپرینگر سال گذشته (2015) منتشر کرده است به همین مسئله می‌پردازد. آنچه این کتاب را از کتاب‌های مشابه متمایز می‌کند این نکته است که این کتاب، چنانکه از عنوان‌اش پیدا ست، به نقش اسلام نگاهی ویژه دارد.
اصطلاح Convivencia (به معنای «همزیستیِ مسالمت‌آمیز»)، که در عنوان فرعی کتاب آمده است، به دورانی در تاریخ اسپانیا اطلاق می‌شود از آغاز سده‌ی هشتم تا اواخر سده‌ی پانزدهم میلادی. این دوره معمولاً دوره‌ای به شمار می‌آید که در جنوب اسپانیا مسلمانان، مسیحیان، و یهودیان در صلح و آرامش با یکدیگر زندگی می‌کردند. کتاب این دوره‌ی تاریخی را به بوته‌ی بررسی می‌گیرد. مدعای کتاب این است که چنین دوره‌ی طلایی را می‌توان بازآفرید.
درباره‌ی نویسندگان:
ترنس لووات، در دانشگاه نیوکاسل در استرالیا استاد بازنشسته‌ی فلسفه،‌ دین و یزدان‌شناسی است و در دانشگاه آکسفورد در انگلستان پژوهشگر ارشد است. ارتباط اسلام با دنیای یهودی-مسیحی یکی از اصلی‌ترین علایق پژوهشیِ‌ او ست.
روبرت کراتی استاد بازنشسته‌ی دانشگاه جنوب استرالیا است. او پژوهشگری برجسته در زمینه ی مطالعات انجیلی است و کارش عمدتاً‌ بر ادیان ابراهیمی و ارتباط‌شان متمرکز است.
ناشر کتاب را چنین معرفی می‌کند:
 - این کتاب «روایتی از اسلام ارائه می‌دهد که غربیان (و بسی مسلمانان) نشنیده‌اند؛
- این کتاب «نشان می‌دهد که چگونه صلح و آشتی با اسلام پیش‌تر یک‌بار حاصل شده و دوباره می‌تواند حاصل شود؛
- کتاب نقش اسلام را مقدم دانسته و مدعی ست اسلام در میان ادیان ابراهیمی و در گفت‌وگوی میان ادیان می‌تواند نقش رهبری را ایفا کند.
در زمانه‌ی کنونی، زمانه‌ای که آنچه بنیادگراییِ اسلامی و تروریسم و جهادگرایی خوانده می‌شود فضای رسانه‌ای را آکنده است و غالباً اسلام عامل اصلی معرفی می‌شود، این کتاب به انجام کاری دشوار می‌کوشد. این کتاب پیشنهاد می‌کند که: در تاریخی که به عداوت کنونی انجامیده است، اسلام به همان اندازه عامل چنین اوضاعی است که قربانیِ آن است. چراکه دعاوی مشترک در اسلام متعارف (mainstream) و اسلام بنیادگرا مبنی بر اینکه اسلام سنت ادیان ابراهیمی را به کمال خود رسانده و یهودیت و مسیحیت را از تحریف‌ها پالوده است تا اندازه‌ی زیادی از سوی این دو دین و زین‌رو بطور کلی از سوی «غرب» مورد غفلت واقع شده یا بد فهمیده شده یا آشکارا انکار شده است. این انکار باعث شده است که در سنت ادیان ابراهیمی اسلام جایگاه شایسته‌ی خود را نیابد و این به نوبه‌ی خود دیرگاهی در دنیای اسلام رنجش و دشمنی به بار آورده و نیز غربِ‌ یهودی-مسیحی را از فهمی غنی و میان‌دینی از سنت ابراهیمیِ گسترده‌تر محروم کرده است. این کتاب این دعاوی را از طریق تحلیل‌های متنی و تاریخی و یزدان‌شناختی بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که بسیاری از این دعاوی بیش از آن اندازه که معمولاً تصور می‌شود در برابر ریزبینیِ نقادانه دوام می‌آورند. همچنین این کتاب نشان می‌دهد که اسلام وقتی چنین دیده شود این قابلیت را خواهد داشت که باز خود را چون رهبری برای آشتی میان ادیان ابراهیمی بفهمد، رهبری از آن سنخ که در دوره‌ی هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز (Convivencia) بود، زمانی که در اسپانیای میان‌سده‌ها اسلام با هم‌زیستیِ کمابیش هم‌آهنگِ مسلمانان و مسیحیان و یهودیان مدنیت‌هایی پیش‌رفته بنا نهاد. کتاب بر نقشی متمرکز می‌شود که اسلام وقتی محترم داشته شود و اعتماد به نفس‌اش را بازیابد می‌تواند برای بهبود روابط میان ادیان ایفا کند، در جهانی که نومیدانه به این کار محتاج است وقتی می‌کوشد انواع جدید و خطرناک اسلام‌گرایی بنیادگرا را بفهمد و چاره کند.   
در مقدمه‌ی کتاب می‌خوانیم:
این کتاب می‌خواهد فهم به‌تری پدید آورد نسبت به اختلاف‌هایی که امروزه آشکارا در ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت، یهودیت) هست، اختلاف‌هایی که نظم جهانی و نیک‌روزیِ عالم را متأثر کرده است. هدف ما این است که فهم به‌تری پدید آوریم نسبت به عوامل این اختلاف‌ها و فهم به‌تری نسبت به امکان هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز این ادیان با وجود چنان عواملی، همزیستی‌یی که بی‌گمان نظم جهانیِ پایدارتری را به همراه خواهد داشت. ما معتقدیم تاریخ نشان می‌دهد که این ادیان می‌توانند در کنار هم به حیات خود ادامه دهند، و مثالی برای آن در سده‌های میانه Convivencia (در لغت به معنای «هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز») است، یعنی زمانی از سده‌ی هشتم تا پانزدهم که در جنوب اسپانیا (سرزمین مورها) مسلمانان و مسیحیان و یهودیان کمابیش صلح‌آمیزانه و با همکاری در کنار هم می‌زیستند. همچنین نشان می‌دهیم که امروز هم همچون آن زمان نقش اسلام در پدید آوردنِ این هم‌زیستیِ مثبت همچنان مهم است. با اینکه خود را به ادیان ابراهیمی محدود کرده‌ایم چون این ادیان در نظم کنونیِ جهان نقشی حیاتی دارند، امیدواریم آنچه اینجا می‌گوییم برای روابط دیگر ادیان هم به کار آید.
تریبل و راسل پیشنهاد می‌کنند که:
برای اینکه چالش‌ها و فرصت‌هایی را بفهمیم که در گذشته و هم‌اکنون میان یهودیان، مسیحیان و مسلمانان بوده و هست، و برای اینکه آینده‌ای دیگرسان را تجسم بخشیم، لازم است درمورد زنانی چون هاجر و سارا مطالعه کنیم نه اینکه صرفاً بر وحدتی پافشاری کنیم که ادعا می‌شود در حضرت ابراهیم هست.
درواقع در این کتاب در نظر داریم بر حضرت ابراهیم تمرکز کنیم تا اندازه‌ای برای آن «وحدت ادعایی» و نیز تا اندازه‌ای برای چنددستگی‌ها و بحث‌وجدل‌هایی که در داستان‌های مربوط به هاجر و سارا و فرزندان‌شان یعنی اسماعیل و اسحاق نمایان است. در این کار همان هدفی را داریم که تریبل و راسل داشته‌اند، یعنی می‌خواهیم کاری کنیم که آگاهی یافتن نسبت به ناهم‌سانی‌هایی که در فهم این سه دین ابراهیمی نسبت به این شخصیت‌ها هست آسان‌تر شود تا شاید بتوانیم بسترهایی فراهم کنیم برای آنچه هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیزِ (Convivencia) احیاشده می‌نامیم. کار خود را با سخنی چند برای روشن‌کردنِ این مفهوم محوری آغاز می‌کنیم.
شاید درست‌تر باشد بگوییم که ما می‌کوشیم بسترها برای همزیستیِ مسالمت‌آمیز (Convivencia) را دوباره فراهم سازیم، چون، چنانکه در بالا گفتیم، این واژه زمانی در گذشته را می‌رساند که یهودیان و مسیحیان و مسلمانان در درون جهان اسلام به سازگاریِ متقابل دست یافتند و درنتیجه ناهم‌سانی‌هایشان نسبت به مشارکت‌شان در باور به یکتاپرستی و خدای راستینِ مشترک—که چند نام متفاوت داشت—کم‌تر اهمیت یافت. پس این بسترها زمانی به سانی ملموس در تاریخ فراهم شده و تاریخ‌نویسان با روش تجربی آن را ثبت کرده‌اند. به بیان دیگر، این همزیستی توهم یا آرزواندیشیِ گزاف نیست و از این درس تاریخی می‌توان برای امروز هم چیزی آموخت. به‌خاطر ثبات و نیک‌روزیِ جهانی، و برای هم‌فهمیِ مسلمانان و مسیحیان و یهودیان، و برای فهم به‌ترِ هریک از این ادیان نسبت به خود، این وظیفه‌ای مبرم می‌نماید که دوباره برای چنان سازگاری‌یی بسترسازی کنیم.
از این گذشته، ما معتقدیم، برای گشودنِ دری که هم‌اینک به‌روی همزیستیِ مسالمت‌آمیز بسته است، یکی از پرتوان‌ترین کلیدها را می‌توان در شخصیت‌های مقدسی یافت که در کتب دینی آمده‌اند و در سه دین مورد نظر از آنها سخن رفته است. با آنکه بر سه گزارش متفاوت درمورد این شخصیت‌ها متمرکز می‌شویم، معتقدیم که، به‌ویژه برای یک مخاطب غربی، شنیدنِ گزارش اسلامی اهمیتی ویژه دارد. چرا؟ بی‌شک نه به این دلیل که می‌خواهیم بار همزیستیِ مسالمت‌آمیز را اسلام یک‌تنه بر دوش کشد و نه برای اینکه بگوییم آن دو سنتِ خویشاوندش نیازی ندارند درمورد نقشی که در فروپاشیِ آن هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز ایفا کرده‌اند خودکاوی کنند. بلکه برعکس!
درواقع ما به دو دلیل اصلی بر اسلام متمرکز می‌شویم: نخستین دلیل مربوط می‌شود به این برداشتِ بس رایج در جهان اسلام که آنچه «جهان غرب» خوانده می‌شود (جهانی که مسلمانان هرچه بیش‌تر در آن سهیم می‌شوند) دعویِ اسلامی درباره‌ی میراث ابراهیمی و عهد خداوند برای برپا کردن جامعه‌ای الهی در لوای سنت ابراهیمی را دست‌کم می‌گیرد اگر نگوییم با آن دشمنی می‌ورزد. نادیده‌ گرفتنِ آنچه نسل‌های مسلمانان دعویی مشروع شمرده‌اند یکی از عواملی ست که باعث شده است صورت‌های بنیادگرا و غالباً کین‌توزانه از اسلام‌گرایی بطور سریع و مؤثر تنفری آشکار نسبت به «جهان غرب» برجوشانند، تنفری که اهانت و خشونت را در پی آورده است. گفت‌وگو و بحث پژوهندگان و نیز بالا بردنِ فهم کسان بیش‌تری از جهان غربی درباره‌ی اسلام و گران‌بهاترین دعاویِ آن، می‌تواند تا اندازه‌ای تأثیر بنیادگراییِ اسلامی بر مسلمانان را کم کند. از این جهت، ما برای آموزش و تعلیم نا-مسلمانان و مسلمانانی که درباره‌ی موضوع ناآگاه اند بر اسلام متمرکز می‌شویم. مغرب‌زمین این موضوع را نمی‌فهمد؛ شاید کسانی هم در جهان اسلام آن را نفهمند.
دوم، انکارناپذیر است که اسلام در جامعه‌هایی که همزیستیِ مسالمت‌آمیز (Convivencia) در آنها تحقق یافت (سرزمین مورها در اسپانیا در سده‌های میانه) نقش رهبری را بس توانمندانه ایفا کرد. تا حد زیادی ظهور یکتاپرستیِ بنیادین اسلامی بود که هم‌زیستیِ‌ مسالمت‌آمیز (Convivencia) را متحقق گرداند—یکتاپرستی‌یی که از خدایی همگانی و نه خدایی گزینشی سخن می‌گفت و بر یک برنامه‌ی بنیادین برای اصلاحات اجتماعی استوار بود که در دل هدف و خودفهمی‌اش قرار داشت. ما همچنین معتقدیم که بخشی از نقش رهبریِ‌ اسلام در پایه‌گذاری و پایداریِ همزیستیِ مسالمت‌آمیز مرهون این واقعیت است که در میان سه دین ابراهیمی تنها اسلام است که از الهیاتی برخوردار است که نقش دو دین دیگر را در خود می‌گنجاند و فهم می‌کند. زین‌رو بجا ست که بر پایه‌ی منطق تاریخ بگوییم که نقش اسلام در پایه‌گذاریِ دورانی نو برای همزیستیِ‌ مسالمت‌آمیز به توجه‌ی ویژه نیاز دارد.
برای اینکه دیدگاه‌مان را درباره‌ی هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز و نقش اسلام اثبات کنیم لازم است درمورد روشی که به کار می‌گیریم ابهامی نباشد. ما کار خود را با یک نظریه‌ی دین می‌آغازیم و سپس آن نظریه را بر سنت‌های ابراهیمی اعمال می‌کنیم. پس آنگاه سه گزارش را درمورد سه شخصیت مقدس، یعنی همان چیزی که آن را «داستان ابراهیمی» می‌خوانیم، طرح‌وار بازگو کرده هم‌سانی‌ها و ناهم‌سانی‌ها میان این سه گزارش را می‌جوییم. سپس در ناهم‌سانی‌ها نشانه‌‌هایی از ستیز را جست‌وجو می‌کنیم و می‌کوشیم بررسیم که تا چه اندازه آن نشانه‌ها به‌واقع در آن گزارش‌های متفاوت و مجادله‌های مربوط به آنها ریشه دارد. سپس به نمونه‌های همزیستیِ‌ مسالمت‌آمیز در تاریخ پرداخته عوامل متعدد و ویژگی‌های آنها را باز‌می‌شناسیم و نشان می‌دهیم که چگونه گزارش‌های متفاوت پذیرفته شده‌اند و نقش پیونددهنده‌ی این جوامع چندمذهبی را ایفا کرده‌اند. در بخشی از این کار توجه خواهیم کرد به نقشی اساسی که مسلمانان ایفا کرده‌اند، خواه آنهایی که در آن زمان قدرت سیاسی داشته و خواه آنهایی که نداشته‌اند. در پایان به مسائلی خواهیم پرداخت که در روزگار کنونی پیشاروی ما ست و کاوش خواهیم کرد که چگونه از راه آموزش برای فهم به‌تر و تعهد به کار برای خیر مشترک، ازجمله خیر مشترک برای ادیان ابراهیمی، می‌توان هم‌زیستیِ‌ مسالمت‌آمیز را بازیافت.
...
باید از همین آغاز به‌روشنی بگوییم که دلایل و شواهدی اقامه خواهیم کرد مبنی بر اینکه هیچ‌یک از سه دین ابراهیمی بر مطلق‌های تاریخی بنا نشده‌اند؛ نشان خواهیم داد که این ادیان بر پایه‌ی داستان‌های مقدس بنا شده‌اند، داستان‌هایی که به شیوه‌ای خاص با یک سنت مذهبی مرتبط می‌شوند. در این بافت، آن فراداستان مقدسی که داستان‌های ابراهیم و سارا و هاجر و اسحاق و اسماعيل را در بر دارد، فراداستانی که به‌نحوی هر سه دین در آن سهیم اند، یک عامل کلیدی در سنت دینی در هر یک از این سه دین به شمار آمده است. به دلیل همین سنت مشترک است که این ادیان به یک سنت دینی ابراهیمی تعلق دارند، گرچه باید اذعان کرد که این برداشت بیش‌تر به نظرگاه اسلامی و کم‌تر به نظرگاه مسیحی و یهودی منتسب است. و این باز دلیل دیگری ست که اسلام را در گذشته برای هم‌زیستیِ‌ مسالمت‌آمیز چنان بااهیمت کرده و در نظر ما برای هر امیدی به بازآفرینیِ هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز در زمان کنونی هم به همان اندازه بااهمیت خواهد بود.
...
ساختار کتاب:
سه بخش جداگانه در کتاب هست. نخستین بخش پیش‌گفتاری بر ویژگی‌های مشترک میان ادیان ابراهیمی را در خود دارد. همچنین این بخش یک تبیین نظری در خود دارد درمورد رویکردهای مشخصی در رابطه با دین و پدیده‌های دینی و دین‌باورانی که سنت‌های دینیِ مشترک دارند. این مسائل با نظر به مسئله‌ی چندگراییِ دینی (religious pluralism) و مدارای دینی مورد توجه قرار خواهد گرفت.
در دومین بخش، با تمرکز بر روایت‌های مقدسی که در ادیان ابراهیمی محوری است، متن‌های این سه دین را کاویده هم‌سانی‌ها و ناهم‌سانی‌های مهم و تفسیرهای مورد بحث را پژوهش خواهیم کرد.
به دلایلی که پیش‌تر گفتیم، در سومین بخش از کتاب بطور ویژه به پژوهش‌های اسلامی و پژوهش‌های اسلام‌گرایان و دعاوی مربوط به این روایت محوریِ مقدس توجه خواهیم کرد، چون به دید ما این گزارش در مغرب‌زمین کم‌تر فهم شده و کم‌تر به رسمیت شناخته شده است  و به دلیل همین فهم‌نشدن و به رسمیت‌ شناخته نشدن است که گفتمان‌های اسلام‌گرای بنیادگرا چنان تأثیرگذارانه از آن بهره می‌گیرند.
چهارمین بخش از کتاب به مطالعه‌ای تاریخی خواهد پرداخت. تاریخ مدیترانه (به‌ویژه اسپانیا) در اواخر میان‌سده‌ها نشان می‌دهد که دست‌کم پیش از سده‌ی پانزدهم در برخی جوامع این امکان پدید آمده است که ره‌یافتی غیرتاریخی و دربرگیرنده نسبت به روایت مقدس پذیرفته شود. این مطالعه نتیجه می‌گیرد که چنان هدفی دست‌یافتنی است.

:
نظرات بازدیدکنندگان

نظر شما درباره این مطلب

     
جدیدترین

درمان طبیعی و غیرطبیعی مصداق شفای الهی است / حکم رجوع مسلمان به طبیب کافر

راهکارهای هدایتی صحیفه سجادیه برای جهانِ امروز

دغدغه دین و اخلاق در خوانده‌های سال 1390

نقد استاد علیدوست نسبت به ادعاهای دکتر سروش؛ راه شما یک صفر بزرگ و یک رعد و برق بی باران است

چرا جان باختگان کادر پزشکی در مواجهه با کرونا، تقدس«شهید» دارند؟

برخی متدینین تلقی اشتباهی از شفا دارند / شفا جایگزین دارو نیست

قبض و بسط کرونایی فقه؛ آثار فقهی کرونا

بررسی ابعاد اقتصادی فقهی جریمه دیرکرد در نظام بانکی

شر و رابطه آن با انکار خدا در نگاه فلاسفه غربی

پر بازدید

نگاهی به کتاب «خداباوری و دانشمندان غربی معاصر» نوشته دکتر مهدی گلشنی

سکولاریسم و سکولاریزاسیون

مهجوریت قرآن در جاهایی‌که باید شکوفاتر باشد، بیشتر است

تاریخمندی در نصوص دینی

مطهری وضرورت اصلاحات درحوزه فقاهت وروحانیت

انصاف و ادب گفت و گو در قرآن

تکفیرگرایی و داعش از نگاه سلفیان معاصر

پلانتینگا و عقلانیت اعتقاد دینی

فقه سياسي شيعه و نقش دوگانه مصلحت